منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤١٣ - استمرار جريان اجتهادِ ابوبكر و عمر در دوران معاويه
ما در كتاب وضوء النبى تأكيد كردهايم بر اينكه خلفاى اموى يا عبّاسى از طالبيّون (فرزندان حضرت على عليه السلام و پيروان مكتب آن حضرت) مىترسيدند و براى شناسايى آنها برنامهريزى مىكردند. مُقرّر كردند كه مردم بر فقهى مناقض با فقه حضرت على عليه السلام گرد آيند تا از اين طريق، پيروان حضرت على عليه السلام را بشناسند و تميز دهند؛ از اين روست كه مىبينيم در احكام گاه قولِ عُمَر را در پيش مىگيرند و گاه قول عايشه و زمانى قول ابو هريره و دفعهاى قول عثمان و ...
مهم مخالفت با قول حضرت على عليه السلام بود، سپس امّت را بر آنچه مىخواستند گرد مىآوردند، و هر گاه قصد داشتند به يكى از طالبيّون دست يابند شايع مىساختند كه او از جمع امّت خارج شده است؛ زيرا فقه او بر خلاف فقه مسلمانان مىباشد، به وضويش بنگريد، مَسْحى است! به نمازش نگاه كنيد، دستْباز مىخواند! قرائتش را بنگريد، به جَهر است! و ديگر دامها و حيلهها.
بستن باب نقل و تدوين حديث از سوى عمر، فرصتى براى معاويه فراهم آورد كه بناى جايگزينى را پى ريزد. همچنين وى كوشيد قصهگويان و دروغپردازان را حمايت كند تا احاديثى را در راستاى نظراتِ او و شكستن موقعيت مخالفانش، بسازند، از چيزهايى كه اركانِ حكومتِ معاويه را استوار ساخت، تمركز بر فضائل عثمان و شيخين بود.
از عمرو عاص رسيده كه گفت:
خوب به ياد دارم كه رسول خدا مىفرمود: آنچه را عمر برايتان مىخواند بخوانيد و هر امرى كه مىكند فرمان بَريد[١].
و نيز در نامههاى معاويه به كارگزارانش در شهرها آمده است:
به پيروان عثمان و دوستداران او- و كسانى كه فضائل و مناقب عثمان را برمىشمارند- توجّه كنيد، به مجلسهايشان درآييد و آنان را به خود نزديك
[١] . كنز العمّال ١٢: ٥٩٣، حديث ٣٥٨٤٤؛ تاريخ دمشق ٤٤: ٢٣٤.