منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٥٨ - نگرشهايى درباره رأى
نگرشهايى درباره رأى
از «گلدزهير» (خاور شناس) نقل شده كه وى عقيده داشت كه «رأى» در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، بلكه پس از پيامبر، بر شريعت عارض شد.
اين نظر را دكتر محمّد يوسف، اين گونه بيان مىكند:
آرى، اين مستشرق جست و جوگر و شيفته پژوهشهاى اسلامى، بر اين باور است كه «رأى» در نسل اول- از تاريخ اسلام- پديد آمد، ليكن در اين مرحله، پيچيده و تهى از توجيه مثبت و دور از مذهب و شيوه مذهبى به شمار مىرفت.
سپس در عصر بعد، تعريف معيّنى به دست آورد، و در سمت و سوى ثابتى به حركت درآمد؛ و در اين هنگام بود كه «قياس» شكل گرفت[١].
دكتر موسى بر «گلدزهير» حمله مىكند و در ارزش رأى او وشاگردان خاورشناسش، ترديد مىافكند بدان جهت كه آنان از فهم روح اسلام به دورند و به اين دليل كه رواياتى را كه ابن قيّم ذكر كرده، در اين زمينه كافىاند.
با وجود اين، وى از سخن خويش بازمىگردد و سخنى را مىآورد كه به نظر «گلد» نزديك است؛ مىگويد:
حق اين است كه «رأى» در اين فاصله از تاريخ فقه اسلامى، همان قياسى نيست كه بعدها در عصر فقهاى مذاهب اربعه شناخته شد. رأيى كه بعضى از صحابه به كار بردند، اگر خود قياس نبود، خيلى دور از آن به شمار نمىرفت، هرچند در علّت و روشها و بحثهايى كه در استعمال قياس گريزناپذيرند، چيزى (از آنچه در عصر اين فقها مىشناسيم) بر جاى نمانده است[٢].
ميزان ارزش شك اين دكتر چندان مهم نيست. اين موضوع اهميت دارد كه موضع ابوبكر و عمر را نسبت به «رأى» بشناسيم، و اينكه آيا به راستى آن دو هنگامِ عدمِ علم
[١] . محاضرات فى تاريخ الفقه الإسلامى( محمّد يوسف موسى): ٢٤( چنان كه در مقدمه« النصّ والاجتهاد: ٥٢، اثر سيّد محمّد تقى حكيم» آمده است).
[٢] . محاضرات فى تاريخ الفقه الإسلامى: ٢٤.