منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣١٠ - بازپرسى عمر از سوى صحابه
برخورد خشنِ عمر در برابر صحابه، بدان جهت بود كه وى نگرشهاى آنان را نسبت به فقه خود دريافت و دانست كه آنان اجتهاداتِ برخلافِ سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را برنمىتابند و اعتراضاتشان پيوسته ادامه مىيابد.
با وجود اين سختگيرى، صحابه بر آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله دريافتند اصرار داشتند حتّى بعضىشان بر آن شدند كه فهم خليفه را پيش مسلمانان بيازمايند تا اعلام دارند كه اجتهادات عمر، نادرست و به دور از سنّت است.
بازپرسي عمر از سوي صحابه
در اين زمينه، دو رويداد را مىآوريم:
* از حارث، از عبدالله بن اوس نقل شده كه گفت:
نزد عمر رفتم، پرسيدم: زنى خانه كعبه را طواف مىكند سپس حيض مىشود، چه كند؟
عمر پاسخ داد: بايد آخرين كار او، طوافِ بيت باشد.
حارث مىگويد: گفتم: رسول خدا صلى الله عليه و آله [بر خلاف سخن تو] چنين مرا فتوا داد.
عمر گفت: دستت بشكند! آنچه را از پيامبر پرسيدى از من سؤال مىكنى تا مخالفتِ مرا دريابى[١]!
* از هِشام بن يحيى مخزومى نقل شده است كه:
مردى از «ثقيف» پيش عمر آمد و درباره زنى پرسيد كه خانه خدا را روز عيد قربان زيارت كرده و حيض شده است، آيا مىتواند پيش از آنكه پاك شود، به عرفات برود؟
[١] . مسند احمد ٣: ٤١٦؛ سنن ابى داود ٢: ٢٠٨، حديث ٢٠٠٤( متن از اين مأخذ است)؛ الآحاد والمثانى ٣: ٢٢٨، حديث ١٥٨٩؛ المعجم الكبير ٣: ٢٦٢، حديث ٣٣٥٣.
در الغدير ٦: ١١٢، اين حديث، به نقل از سنن ابى داود آمده است و در آن هست كه عمر گفت:« دو دستت بريده باد» يا« مادرت به عزايت بنشيند» چيزى را از من مىپرسى ...