منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٨٩ - ٢٢ مقداد بن اسود (م ٣٣ ه-)
سيّد حسن صدر درباره سلمان مىگويد:
وى حديثِ جاثليق رومى- فرستاده پادشاه روم پس از درگذشتِ پيامبر- را نوشت، شيخ طوسى آن را در الفهرست آورده است[١].
اعظمى مىنويسد:
به نظر مىرسد وى بعضى از احاديثِ نبوى را براى ابى درداء نوشت[٢].
شمارى از احاديث در مسند احمد از سلمان نقل شده كه دلالت مىكند وى از پيروان مكتب تعبُّد محض بود، بلكه با مطالعه سيره عمومى او جزم حاصل مىشود كه سلمان از بزرگانِ اين خط مشى مقدّس است؛ و جاى شگفتى نيست، چراكه در شرافت به درجهاى رسيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهاش فرمود: سلمان از ما اهل بيت است.
٢٠. ابو هُرَيره دَوْسى (م ٥٩ ه-)
فضل بن حسن بن عمر بن اميّه ضميرى، از پدرش نقل مىكند كه گفت:
نزد ابو هريره حديثى را خواندم، او انكار كرد. گفتم: اين حديث را از خودت شنيدم! گفت: اگر چنين باشد، نزدِ من مكتوب است[٣].
در احاديث ابو هريره، شواهدى است كه مكتب تعبّد را تأييد مىكند و شواهد ديگرى بر خلاف آن هست.
[١] . الفهرست: ١٤٢، رقم ٣٣٨؛ تأسيس الشيعه لعلوم الإسلام: ٢٨٠.
[٢] . مسند بزّار ٦: ٥٠٦، حديث ٢٥٤٦؛ المعجم الكبير ٦: ٢٥٤، حديث ٦١٤٣؛ التاريخ الصغير ٢: ١٣٩، حديث ٢٠٧٨- ٢٠٧٩؛ جامع بيان العلم وفضله ١: ٧٤؛ الدراسات ١: ٩٦.
[٣] . العلل ٢: ٥٩١، حديث ٣٨٠٧؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٥٨٤، حديث ٦١٦٩( متن از اين مأخذ است)؛ فتح البارى ١: ٢١٥.