منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢١٧ - جريان دو خطّ مشى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بحران ها و برون رفت ها
و در حديث سوّم هست كه فرمود: تيمّم را به شما مىآموزم آن گونه كه جبرئيل به من آموخت ...[١].
آيا بر عُمَر آنچه ابوهُرَيره و ابوذر و ديگران درباره تيمّم روايت كردهاند، پوشيده ماند؟ و همچنين اخبارى كه درباره محافظت بر نماز رسيده است و اينكه در هيچ حالى نماز ترك نمىشود.
همه اين گزارشها عقيده خطا و نادرست خليفه را مىنماياند و اينكه او به احكام شرعى از ديگران داناتر نبود (چنان كه بعدها ادعا كرد) و عقلانيّت متمايز از ديگران نداشت (آن گونه كه دكتر ناديه عمرى و ديگران ادعا كردهاند).
افزون بر اين، رأى عُمَر در شخص جنبى كه آب نيابد محدود نماند (تا قول به استثنا و پذيرش توجيهات ديگران ممكن باشد)، بلكه اين امر پرورش يافت و از حد گذشت؛ زيرا عمر بر لزوم پيروى از آرايش تأكيد مى ورزيد، هرچند در يك واقعه آراى مختلفى ارائه شود.
از حَكَم بن مسعود ثقفى روايت شده كه گفت:
من شاهد بودم كه عُمَر، برادرانِ پدر و مادرى را با برادرانِ مادرى، در ثلثِ ميراث، شريك ساخت.
مردى گفت: در سال اول [خلافت] در اين باره حكم ديگرى كردى!
عمر پرسيد: چگونه حكم كردم؟
گفت: ثلث ارث را براى برادر مادرى قرار دادى، و به برادران پدر و مادرى چيزى ندادى!
عمر گفت: آن قضيه، همان بود كه قضاوت كرديم، و اين ماجرا براساسِ همين حكم ماست[٢].
در لفظ ديگر آمده است كه عُمَر گفت:
[١] . تاريخ بغداد ٨: ٢٧٣؛ كنز العمّال ٩: ٥٨٩، حديث ٢٧٥٨٢.
[٢] . سنن بيهقى ٦: ٢٥٥، حديث ١٢٢٤٧( و جلد ١٠، ص ١٢٠).