منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢١٥ - جريان دو خطّ مشى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بحران ها و برون رفت ها
اين حديث بيانگر آن است كه عُمَر براى شخص جُنُب، قائل به تيمّم نبود؛ زيرا عمّار به او گفت: «امّا تو نماز نگزاردى» عمر آيه تيمّم را ويژه حدثِ اصغر مىدانست واجتهادش اين بود كه شخص جُنُب نبايد تيمّم كند[١].
ابن حجر مىنويسد:
اين مذهب (و ديدگاه) از عمر مشهور است[٢].
بخارى، از اعْمَش، از شقيق نقل مىكند كه گفت:
با عبدالله و ابو موسى اشعرى نشسته بودم، ابو موسى گفت: اگر مردى جُنب شود و يك ماه آب نيابد، آيا نبايد تيمّم كند و نماز بگزارد؟ به اين آيه در سوره مائده چه مىكنيد كه ... فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ...[٣])؛ اگر آب نيافتيد بر زمين پاك تيمّم كنيد.
عبدالله گفت: اگر در اين حال به مردم اجازه داده شود، آنان هنگامى كه آب سرد باشد به تيمّم روى مىآورند.
پرسيدم: تنها بدين جهت تيمّم را نمىپسنديد؟
گفت: آرى.
ابو موسى گفت: آيا سخنِ عمّار را نشنيدى كه به عمر گفت: رسول خدا مرا فرستاد ...[٤]
اين روايات، ثابت مىكند كه عمر پشت پرده اين حكم شرعى (و ديگر احكام) بود و با آيهاى كه در اين زمينه نازل شد و پيامبر آن را تبيين كرد، به مخالفت برخاست. به
[١] . عمدة القارى ٤: ١٩.
[٢] . فتح البارى ١: ٤٤٣، حديث ٣٣١.
[٣] . مائده/ ٦.
[٤] . صحيح بخارى ١: ١٣٣، حديث ٣٤٠؛ صحيح مسلم ١: ٢٨٠، حديث ٣٦٨؛ سنن ابى داود ١: ٨٧، حديث ٣٢١؛ مسند احمد ٤: ٢٦٤؛ سنن دارقطنى ١: ١٧٩، حديث ١٥.