منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢١٤ - جريان دو خطّ مشى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بحران ها و برون رفت ها
نزد عمر بوديم كه مردى آمد و گفت: اى امير مؤمنان، يك ماه و دو ماه در جايى مىمانيم [جنب مىشويم] و آب نمىيابيم.
عمر گفت: من تا آب نيابم نماز نمىخوانم.
عمّار گفت: اى امير مؤمنان، يادت مىآيد كه در فلان جا بوديم و شتر مىچرانديم و دريافتى كه ما جنب شدهايم؟
عمر گفت: آرى.
عمّار گفت: من تيمُّم كردم [و نماز گزاردم] نزد پيامبر آمدم و ماجرا گفتم، آن حضرت خنديد و گفت: صعيد [زمين خالص] كفايتت مىكند، و دو كف دستش را بر زمين زد سپس به آنها فوت كرد، آن گاه با دو دستش، صورت و بعضى از دو ذراع خويش را مسح كرد.
عمر گفت: اى عمّار، از خدا بترس!
عمّار گفت: اى امير مؤمنان، اگر بخواهى تا زندهاى يا زندهام، آن را باز نگويم.
عمر گفت: نه، به خدا. ليكن در اين زمينه آنچه را عهدهدار شدهاى (تبليغ و فتوا) به تو مىسپاريم[١].
اين حديث روشن مىسازد كه خليفه براى شخص جُنُب- آن گاه كه به آب دسترسى نباشد- معتقد به تيمّم نبود، بلكه اجازه مىداد كه او نماز نخواند.
عَيْنى مىنويسد:
[١] . مسند احمد ٤: ٣١٩؛ سنن ابى داود ١: ٨٨، حديث ٣٢٢؛ سنن نسائى( المجتبى) ١: ١٦٨؛ السنن الكبرى( نسائى) ١: ١٣٣، حديث ٣٠٢؛ التمهيد( ابن عبدالبر) ١٩: ٢٧٣؛ تفسير طب- رى ٥: ١١٣.