منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٩٠ - محور دوّم
على عليه السلام فرمود: اين مرد شراب آشاميد و مست شد و در حال مستى هذيان گفت، و در هذيانگويى افترا بست؛ و حد كسى كه تهمتِ دروغ بندد، هشتاد تازيانه است.
عمر دستور داد او را ٨٠ تازيانه زدند[١].
از اين روايات (و ديگر احاديثى كه ما براى دورى از درازگويى نياورديم) روشن مىشود كه ابوبكر و عمر در آغاز، ادعا نكردند كه همه احكام پيامبر صلى الله عليه و آله را مىدانند يا نقل احاديث پيامبر به آن دو اختصاص دارد. آنان چونان شمار زيادى از صحابه بودند كه بسيارى از مسائل تشريع را نمىدانستند.
مبالغه در اين زمينه و اينكه آن دو بر تمامى احكام و علوم احاطه داشتند و از ديگران نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله خصوصىتر بودند، نگرشى عاطفى افراطى و تُند است كه از واقعيت تاريخى به دور مىباشد؛ چراكه بيشتر نقلها در اين راستا، شكبرانگيزند! موارد زير از آن جمله است:
* به على عليه السلام نسبت دادهاند كه فرمود: برايمان حديث شد كه فرشتهاى بر زبان عمر سخن مىگويد[٢].
* از ابن مسعود روايت شده كه گفت: اگر علم عمر را در كفه ترازويى نهند و علم همه اهل زمين را در كفه ديگر گذارند، علمِ عُمَر سنگينى مىكند[٣].
[١] . سنن دارقطنى ٣: ١٦٦، حديث ٢٤٥؛ المستدرك على الصحيحين ٤: ٤١٧، حديث ٨١٣٢؛ سنن نسائى ٣: ٢٥٢، حديث ٥٢٨٨.
[٢] . تاريخ واسط ١: ١٦٧؛ الرياض النضره ١: ٣٧٦؛ طبرانى( در« المعجم الأوسط ٧: ١٨، حديث ٦٧٢٦») از طريق ابو سعيد خُدرى روايت مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پيامبرى مبعوث نشد مگر اينكه در امّتش شخص« مُحَدَّث» بود! اگر در امّتم كسى از آنها باشد او عمر است! گفتند: اى رسول خدا، چگونه او« مُحَدَّث» است! فرمود: ملائكه بر زبانِ او سخن مىگويد.
[٣] . المدخل إلى السنن الكبرى ١: ١٢٦؛ حديث ٧٠؛ التمهيد( ابن عبدالبر) ٣: ١٩٨؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٩٢، حديث ٤٤٩٧؛ تهذيب الكمال ٢١: ٣٢٥، ترجمه رقم ٤٢٢٥؛ اعلام الموقّعين ١: ١٦( و جلد ٢، ص ٢٧٢).