منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٧٨ - تحليل و نتيجهگيرى
كعب در اوقاتى خاص از شب و روز آنها را قرائت مىكرد[١] و عمر دستور محو و سوزاندنِ آنها را نمىداد و كعب را از اين كار بازنداشت.
و آن گاه كه عمر بيت المقدس را فتح كرد، كعب به او گفت:
كارى را كه تو امروز كردى، پيامبرى، پانصد سال پيش خبر داد و فرمود: اى اورشليم، تو را بشارت باد كه فاروق آلودگىات را پاك مىسازد[٢].
و در روايت ديگر هست كه گفت:
در تورات نوشته شده كه اين سرزمينهاى بنى اسرائيل به دست مردى از صالحان فتح مىشود!
عمر با شنيدن اين سخن، خداى را ستود[٣].
روزى كعب به عمر گفت:
در تورات مىخوانيم «واى بر پادشاه زمين از [حسابرسى] فرمانفرماى آسمان» عمر گفت: «مگر كسى كه به حساب خود برسد» كَعْب گفت: سوگند به كسى كه جانم به دست اوست، در تورات همين گونه هست! در اين هنگام، عمر تكبير گفت و به سجده افتاد[٤].
نيز آمده است كه: مردى كه براى يافتن آب در شكاف كوهى رفته بود، چهار روز ناپيدا شد و ادعا كرد كه به سرزمينى ناشناخته (بهشت) او را بردهاند، عمر كعب الأحبار را فراخواند و پرسيد:
آيا در كتابهايتان هست كه مردى از امّتِ ما وارد بهشت مىشود سپس بيرون مىآيد؟ گفت: آرى، و اگر در ميان اين قوم باشد تو را به آن آگاه مىسازم! عمر
[١] . نگاه كنيد به: غريب الحديث( ابن سلام) ٤: ٢٦٢؛ غريب الحديث( حربى) ٣: ٩٥؛ النهايه( ابن اثير) ٢: ٤٦٨.
[٢] . بنگريد به تاريخ طبرى ٤: ١٦٠( و در چاپى جلد ٣: ١٠٧).
[٣] . بنگريد به، تاريخ دمشق ٥٠: ١٦٢.
[٤] . كنز العمّال ١٢: ٥٧٥، حديث ٣٥٧٩٧.