منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٥٣ - موضع گيرى ابوبكر و عمر در برابر اين دو شيوه
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ** ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ* مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ* وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ[١]؛
اين قرآن، سخن رسولى با كرامت است كه در نزد صاحب عرش، مقام و منزلت والا و بالا دارد، فرمانْبردارِ امين است؛ و اين صاحب شما مجنون نيست.
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ* وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ[٢]؛
اين قرآن، سخنِ شاعر [و بافتههاى خيالى] نمىباشد، اندكى مىتوانند باور كنند كه قرآن سخن حق و راستين است؛ اين قرآن سخنِ كاهن (پيشگويى) نيست، كماند كسانى كه به خود آيند و اين حقيقت را دريابند.
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى* وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[٣]؛
صاحب شما گمراه نيست و به كژراهه نيفتاد؛ از روى هوا سخن نمى گويد. جز سخنِ وحى بر زبانش جارى نمىشود.
تعبُّدناپذيرى شيخين در امتثال امر پيامبر و اجتهاد به رأى آنها و مصلحتنگرىشان در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله امر تأمّل برانگيز است وسزامند وارسى وتحليل.
* عمر در جريان صلح حديبيّه بر پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراض كرد و گفت: مگر تو- به راستى- پيامبر نيستى؟
فرمود: بلى.
پرسيد: مگر نه اين است كه ما برحقايم و دشمنانِ ما بر باطلاند؟
فرمود: آرى.
پرسيد: پس چرا به خاطر دينمان به خوارى تن دهيم؟
[١] . تكوير/ ١٩- ٢٢.
[٢] . الحاقّه/ ٤١- ٤٢.
[٣] . نجم/ ٢- ٤.