منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٢٩ - ابن مسعود و روايات منع
سنّتِ محمّد (و از احاديث آن حضرت) نبود، از مُحدَثات (و بدعتهايى) بود كه ابن مسعود آنها را برنمىتافت چراكه ابن مسعود آنان را كه از اين صُحُف دچار شگفتى مىشدند به سنّت پيامبر و هدايت او و كتاب خدا ارجاع مىداد؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله عمر را توبيخ كرد آن گاه كه وى از دريافتِ صُحُف اهل كتاب به شگفت آمد و حديث پيامبر را واگذارد.
سيوطى نقل مىكند كه عمر گفت: اى رسول خدا، اهل كتاب احاديثى را براى ما روايت مىكنند كه قلبهايمان را ربوده است، قصد داريم آنها را بنويسيم! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى پسر خطّاب، آيا چونان يهود و نصارى سر در گم به هر كارى دست مىيازيد؟! سوگند به آن كه جانم به دستِ اوست با اين دين حنيف، آيين درخشان و پاكيزهاى را آوردم و همه سخنان [حكمت آميز و درس آموز] به من داده شد[١].
در اين سخن عمر- كه گفت «قد أَخَذَتْ بِقلوبنا»؛ قلبهايمان را ربوده است- نيك بينديش و آن را مقايسه كن با سخنانى كه درباره كتابهايى كه نزد ابن مسعود مىآوردند، مىگفتند؛ مانند: «نزد مردمى كتابى هست كه به آن فخر مىفروشند»،
«در اين صحيفه، حديث عجيبى هست»، «نزدشان كتابى است ... آنان را به شگفتى واداشت»، «صحيفهاى يافتم ... مرا شگفتزده ساخت» و ...
در مقابل بنگر به پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله به عمر- كه فرمود:
«لقد جِئْتُكم بها بيضاءً نقيّة»
(با دين حنيف اسلام، آئين تابناك و خالصى را برايتان آوردم)- و آن را با جواب ابن مسعود مقايسه كن كه به كسى كه آن صحيفه شگفت زدهاش ساخته بود، گفت: «إنّ أحسن الهُدي هُدي محمّد»، بهترين هدايتها، هدايت محمّد است.
اين نكته را نيز افزون ساز كه ما به روايتى كه به اين اعجاب و آن تهديد از رسول خدا گويا باشد، دست نيافتيم مگر همين رواياتى كه از عُمر و شيفتگى او به مكتوباتِ يهود هست.
[١] . الدرّ المنثور ٥: ١٤٨؛ ارواء الغليل ٦: ٣٨( البانى در تعليق بر اين حديث مىگويد: حداقل اين است كه حديث، حَسَن مىباشد) و نگاه كنيد به: المصنَّف( عبدالرزّاق) ٦: ١١٤؛ فيض القدير ٢: ٧٢٠.