تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩ - سوره الأعراف(٧) آيات ٦٠ تا ٦٩
و در عرض اين پانصد سال شهرها را بنا كرد و اولاد خود را در آن ساكن گردانيد پس ملك الموت نزد او آمد و او در آفتاب ايستاده بود بر او سلام كرد و فرمود كه
ما جاء بك يا ملك الموت
چه چيز ترا به اينجا آورده گفت
جئتك لاقبض روحك
آمدهام تا قبض روح تو كنم فرمود
تدعنى ان اتحول من الشمس الى الظل
مرا ميگذارى كه از آفتاب بسايه روم گفت آرى پس بسايه آمد و فرمود كه يا ملك الموت
كان ما مربى من الدنيا مثل تحولي من الشمس الى الظل فامض لما امرت به
گويا مقدار مكث من در دنيا بمقدار تحول من بود از آفتاب بسايه پس بآنچه مامورى مشغول باش پس ملك الموت قبض روح او نمود صلّى اللَّه عليه و على ساير الانبياء و المرسلين حاصل كه حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه چون امت را بعبادت حقتعالى و وحدانيت او دعوت كرد و از شرك ترهيب نمود
قالَ الْمَلَأُ گفتند بزرگان مِنْ قَوْمِهِ از گروهان او إِنَّا لَنَراكَ بدرستى كه ما مىبينيم و ميدانيم تو را اى نوح فِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى روشن كه ما را از پرستش چندين خدا بعبادت يك خدا دلالت ميكنى و تسميه اشراف قوم بملا بجهت آنست كه ايشان مالئى محافلند و يا در عيون مردمان جميلاند و در قلوب ايشان با هيبت مينمودند و چشم و دل ايشان را پر كرده بودند از جمال و هيبت خود و قوم بمعنى جماعتى است كه بامرى قيام نمايند و در اصل بمعنى مصدر است و مراد برؤية رؤية قلب است القصه نوح چون اين سخن را از قوم خود شنيد قالَ گفت در جواب ايشان كه يا قَوْمِ اى گروه من لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ نيست در من هيچ گمراهى و دورى از طريق حق و صواب و ضلالت را بر ضلال اختيار كرد بجهت آنكه اخص است از ضلال تا ابلغ باشد در نفى ضلال از نفس خود در جواب هم چنان كه قوم مبالغه كرده بودند در اثبات آن كانه قال (ليس بى شيئا من الضلال كما لو قيل لك أ لك تمر فقلت ما لى تمرة) يعنى اصلا چيزى از ضلال ملصق نيست به من وَ لكِنِّي رَسُولٌ و ليكن من فرستاده شدهام مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ از نزد پروردگار عالميان اين استدراك است باعتبار آنچه لازم آنست كه هدايت او است كانه قال (و لكنى على هدى فى الغاية لانى رسول من اللَّه) أُبَلِّغُكُمْ تبليغ ميكنم و ميرسانم بشما رِسالاتِ رَبِّي پيغامهاى پروردگار خود را وَ أَنْصَحُ لَكُمْ و نصيحت ميكنم شما را جهت صلاح شما وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ و ميدانم از وحى خدا كه بمن آمده است ما لا تَعْلَمُونَ آنچه شما نميدانيد اين هر سه جمله صفات رسول است