تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨ - سوره الأعراف(٧) آيات ٥٠ تا ٥٩
رجال و ارحام نسا را عقيم گردانيد تا آنكه مدت چهل سال از ايشان فرزندى متولد نشد و در اين چهل سال ببلا و قحط گرفتار شدند تا آنكه همه اموال ايشان بمعرض تلف در آمد و مشقت و بليت ايشان زياده شده نوح بر وجه التزام و احتجاج ايشان را گفت اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ الآيات ايشان ايمان نياوردند و با يكديگر گفتند كه لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً الاية پس حقتعالى ايشان را با الهه باطله ايشان غرق گردانيد چنان كه تفصيل آن در محل خود سمت تقرير خواهد يافت و بعد از بيرون آمدن نوح از كشتى باز مردمان بعبادت اصنام مشغول شدند و اهل دومة الجندل و درا پرستش ميكردند و قبيله حمير نسر را و هذيل سواع را و بر همين وجه عبادت ايشان ميكردند تا زمان اسلام و تفصيل قصه سفينه و غرق شدن ايشان در سوره هود بر وجهى مبسوط مرقوم خواهد شد انشاء اللَّه و شيخ ابو جعفر بابويه ره از على بن احمد بن موسى روايت كرده كه او گفت محمد بن عبد اللَّه كوفى حديث كرد مرا از سهل بن زياد الازدى و او از عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسنى كه وى گفت از على بن محمد عليهما السلام شنيدم كه فرمود نوح عليه السلام دو هزار و پانصد سال عمر يافت روزى در كشتى بخواب رفته بود باد جامه را از عورت او برداشت حام و يافث از آن بخنديدند سام ايشان را زجر كرد و از خنده منع نمود و هر چند كه سام عورت پدر ميپوشيد حام و يافث كشف آن ميكردند نوح متنبه شده ايشان را خندان يافت سبب آن را پرسيد سام او را بر اين مطلع ساخت نوح در غضب شده دست بدعا برداشت و گفت كه
اللهم غير ماء صلب حام حتى لا يولد له الا السودان اللهم غير ما عصلب يافث
يعنى بار خدايا آب پشت حام را متغير ساز تا كه از ايشان فرزند متولد نشود مگر كه همه سياه شوند و آب صلب يافث را نيز تغيير ده حقتعالى آب پشت حام را تغيير داد و همه سياهان از صلب اويند و جميع اتراك و سقلاب و ياجوج و ماجوج از پشت يافثاند و جميع سفيدان كه معتدل القامهاند از پشت سام اند و شيخ ابو جعفر بابويه فرموده كه ذكر يافث در اين خبر غريب است و در هيچ روايتى واقع نشده مگر در اين روايت و در جميع روايات وارده در اين باب واقع شده كه حام تنها كشف عورت پدر خود كرد و سام و يافث در ناحيه از كشتى نشسته بودند چون اين خبر را بايشان رسانيدند برخاستند و جامه بر عورت پدر خود انداختند چون بيدار شد حقتعالى بطريق وحى او را از اين حال خبر داد و نوح حام را لعن و نفرين كرد ابراهيم بن هاشم از على بن الحكيم روايت كرده كه او از بعضى از اصحاب ما نقلكرده از ابى عبد اللَّه عليه السلام كه نوح دو هزار و پانصد سال بزيست و هشتصد و پنجاه سال پيش از بعثت و نهصد و پنجاه سال خلقان را دعوت كرد و دويست سال در ساختن كشتى بود و پانصد سال بعد از نزول كشتى بماند