تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٨ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
بود فرعون وَ قَوْمُهُ و گروه او از كوشكها و حصارها و منزلهاى نيكو و عمارتهاى ارجمند وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ و آنچه بودند كه بر افراشته بودند از تاكهاى انگور كه بر چوب و نى كشيده وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ يا از بناهاى بسيار بلند چون صرح هامان آن گه حقتعالى ذكر آن چيزى ميكند كه بنى اسرائيل احداث آن كردند از امور شنيعه بعد از آنكه حقتعالى منت نهاده بود بر ايشان از نعم جسام و بايشان نموده آيات عظام را ذكر اين بجهت تسليه حضرت رسالت است صلى اللَّه عليه و آله از آنچه از كفار مشاهده ميكرد از كفر و كفران و براى ايقاظ مؤمنين تا غافل نشوند از محاسبه انفس خود و مراقبه احوال خود پس ميفرمايد كه وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ و بگذرانيديم بنى اسرائيل را الْبَحْرَ از دريا بسلامت فَأَتَوْا پس بيامدند و بگذشتند عَلى قَوْمٍ بر گروهى از قبيله نجم از يمن كه ملوك عرب كه در جاهليت بودند از نسل ايشانند و ايشان در ولايت رقه يَعْكُفُونَ اقامت ميكنند عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ بر پرستش بتان كه مر ايشان را بود و گويند اين تماثيل بقر بود و گويند ايشان از عمالقه بودند كه موسى مامور شده بود بر قتال ايشان قالُوا گفتند يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا اى موسى بساز براى ما إِلهاً خدايى يعنى تمثالى كه ما آن را پرستيم كَما لَهُمْ آلِهَةٌ هم چنان كه ايشان را خدايان هست كه ميپرستند ماء ماء كافه است كه مانع دخول كاف است بر فعل مقدر كه متعلق جار و مجرور است قالَ إِنَّكُمْ گفت موسى بدرستى كه شما هستيد قَوْمٌ تَجْهَلُونَ گروهى كه جهل ميورزيد در اينكه تو هم جواز عبادت غير خدا ميكنيد وصف ايشان بجهل مطلق و تاكيد بعد بجهت آن چيزى بود كه از ايشان صادر شد بعد از آنكه مشاهده كرده بودند آيات كبرى را بعد از آن فرمود كه إِنَّ هؤُلاءِ بدرستى كه اين گروه بتپرستان مُتَبَّرٌ هلاك شدهاند ما هُمْ فِيهِ بآنچه ايشان در آنند يعنى عنقريب حقتعالى دين و آيين ايشان را در هم خواهد شكست و بتان ايشان بر دست ما پاره خواهد شد وَ باطِلٌ و زايل و مضمحل است ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه هستند كه ايشان ميكنند از عبادت اصنام و اگر چه ايشان بآن قصد تقرب كنند بخدا حضرت موسى عليه السلم مبالغه فرمود در اينكلام بايقاع هؤلاء اسم ان و اخبار از آنچه ايشان در آن بودند از عقيده فاسده و آنچه ميكردند از افعال باطله و تقديم خبر در اين دو جمله كه خبران است جهت تنبيه است بر آنكه دمار و هلاكت لاحق ايشان است لا محاله و احباط كلى لازم حال ايشان تا قوم او از آن متنفر شوند و متحرز گردند از آنچه از او