تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ١ تا ٩
متعلق است به انزل يعنى اين كتاب فرود آمده است تا بيم كنى بدان كافران را و يا متعلق است به (لا يكن اى كن على انشراح صدد الانذار) و معنى اينكه هر گاه متيقن شدى كه قرآن از نزد حقتعالى است و بر تبليغ آن مأجور خواهى شد پس جسارت كن بر انذار و قوله وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ احتمال نصب دارد به اضمار فعل اى (لتنذر و تذكر و ذكرى و ذكرى) بمعنى تذكير است يعنى تا بيم كنى بقرآن و پند دهى پند دادنى و احتمال جر دارد معطوف بر محل تنذر اى لا نذرك و ذكرى و احتمال رفع نيز دارد معطوف بر كتاب و يا خبر مبتداء محذوف يعنى قران يا اين سوره ياد بود است و پند دهنده مر گروه مؤمنانرا و تخصيص مؤمنان بذكر جهت انتفاع ايشان است بآن و مرويست كه چون حقتعالى انزال قرآن فرمود بحضرت رسالت (صا) آن حضرت فرمود كه
انى اخشى ان يكذبنى الناس
ميترسم كه مردمان تكذيب من كنند و بآن عمل نكنند حقتعالى باين آيه ازاله اين خوف كرد و بعد از آن خطاب بعامه مكلفان كرد و فرمود كه اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ پيروى كنيد اى مكلفان آن چيزى را كه فرو فرستاده شده است بشما مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما يعنى متابعت قرآن كنيد باوامر و نواهى و نگاه داشت آن و يا متابعت پيغمبر (صا) كنيد در هر چه بر شما خوانده و بشما گويد از قرآن و سنت و معتقد آن شويد لقوله وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ و پيروى مكنيد بجز از خداى أَوْلِياءَ دوستان را مراد اصناماند كه كفار ايشان را دوست گرفتند و يا شياطين الجن و الانس كه خلق را در گمراهى مياندازند و گويند ضمير راجع است بما انزل تقدير اينكه (و لا تتبعوا من دون دين اللَّه دين اولياء) يعنى پيروى مكنيد بجز از دين خدا دين دوستان يكديگر را از كفر كه گمراه شويد قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ اندكى پند ميگيريد در متابعت حق و حفص تذكرون خوانده بحذف تا و قليلا منصوب است بآنكه صفت مصدر محذوف است اى (تذكرا قليلا) و يا صفت ظرف محذوف اى زمانا قليلا و ماء مزيده تأكيد قلت است و اگر مصدر باشد قليلا منصوب نخواهد بود بتذكرون زيرا كه مصدر در ما قبل خود عمل نكند بجهت آنكه ضعيف العمل است اين استبطا است از تذكر و مراد بآن امر است و بمعنى آنكه (تذكروا كثيرا ما يلزمكم من امر دينكم و ما اوجبه اللَّه عليكم) و معنى تذكر شروع است در ذكر شيء بعد از شيء مثل تفقه و تعلم از حسن مرويست كه اى فرزند آدم تو را متابعت كتاب خدا فرمودهاند و سنت رسول او و بخداى كه هيچ آيتى نيامده است مگر كه خواستهاند كه بدانى كه آن در چه چيز آمده و معنى آن چيست و بعد از امر بمتابعت