تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦ - سوره الأعراف(٧) آيات ١ تا ٩
كفره و تقريع ايشانست و منفى در كريمه وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ سؤال استعلام است و يا اول در موقف حساب است و ثانى در نزد حصول بر عقوبت و در مجمع آورده كه سؤال اول از امتثال است و دويم از ابلاغ و يا اول سؤال اجابت است و دويم از آنكه امت چه عمل كردند و يا اول سؤال توبيخ است و دويم سؤال شهادت بر حق و چون حقتعالى عالم است بجميع معلومات پس فائده سؤال تهديد و زجر باشد و اظهار حقيت انبيا و بطلان امم تا استحقاق ثواب رسل و عقاب مرسل اليهم بر اهل عرصات واضح گردد و يا فائده آن باشد كه خلايق بدانند كه حقتعالى ارسال رسل كرده و ازاحه علت فرموده و بر هيچ كس ظلم نميكند و يا آنكه سرور اهل ايمان زياده شود بثناى جميل بر ايشان و غم كفار افزون گردد بجهت ظهور افعال قبيحه از ايشان و يا آنكه لطف باشد براى مكلفان چه اين خبر مقتضى قرب ايشان است بطاعت و بعد ايشان از معصيت فَلَنَقُصَّنَ پس هر آينه بخوانيم عَلَيْهِمْ بر رسل و امم ايشان گفتار و كردار ايشان را و يا در حينى كه رسل گويند كه لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ما بخوانيم بر ايشان آنچه ميان ايشان و امم واقع شده باشد بِعِلْمٍ بدانش خود اين در موضع حالست بمعنى عالمين يعنى در حالتى كه عالميم بظواهر و بواطن ايشان و يا باى علت باشد يعنى بسبب آنكه ايشان بدانند كه ما مطلع بودهايم بر احوال ايشان وَ ما كُنَّا غائِبِينَ و نبوديم ما پنهان و دورو بىخبر از احوال و اقوال ايشان تا بر ما مخفى شده باشد چيزى از احوال ايشان بلكه با ايشان بوديم و مطلع بر اقوال و افعال ايشان كما قال ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ و قوله وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ و از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله روايت است كه
ان اللَّه لسئل كل احد بكلامه ليس بينه و بينه ترجمان
يعنى بدرستى كه حقتعالى هر كس را بزبان او سؤال كند و بلغت او با وى خطاب كند بدون مترجمى در ميان ايشان وَ الْوَزْنُ و سنجيدن اعمال هر يك يَوْمَئِذٍ در آن روز يعنى قيامت ثابت است و قوله الْحَقُ صفت وزن است يعنى سنجيدنى كه حق است و عدل و گويند وزن بمعنى قضا است يعنى حكم خدا در آن روز حق است و تسميه حكم عدل بميزان باعتبار تسويه است يعنى هم چنان كه كسى چيزى را بتر از و سنجد و نگذارد كه بر كفه بچربد حقتعالى نيز حكم بعدل كند بدون افراط و تفريط و قول اول اصح و اشهر است و در خبر ماثور است كه صحايف اعمال را وزن كنند بميزانى كه او را عمودى و دو كفه باشد و همه خلايق در آن نگرند بجهة اظهار معدلت و قطع معذرت هم چنان كه از اعمال ايشان سؤال كنند تا السنه ايشان بآن اعتراف كنند و جوارح ايشان بآن شهادت دهند و اينصورت