تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٣ - سوره التوبة(٩) آيات ٩٠ تا ٩٩
لِتَحْمِلَهُمْ تا ايشان را سوار كنى و با خود بحرب برى قُلْتَ در حالتى كه گفتى كه در اين وقت لا أَجِدُ نمىيابم ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ چيزى كه شما را سوار كنم بر آن اينحالست از كاف اتوك باضمار قد و قوله تَوَلَّوْا جواب اذا است يعنى چون از ركوب محروم ماندند برگشتند از پيش تو وَ أَعْيُنُهُمْ در حالتى كه چشمهاى ايشان تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ روان ميشد از اشك يعنى اشك از ديدهاى ايشان ميريخت اين ابلغ است از تفيض دمعها زيرا كه دالست بر آنكه عين دمع فياض شده حَزَناً بجهة اندوه يا در حالتى كه اندوهگين بودند يا اندوهگين شدند اندوهگين شدنى أَلَّا يَجِدُوا بجهة آنكه نمىيافتند ما يُنْفِقُونَ آنچه خرج كنند در آن سفر و اين قوم را بكائين گويند در انوار گفته ايشان هفت تن بودند از انصار معقل بن يسار و صخر بن خنسا و عبد اللَّه بن كعب و سالم بن عمير و عبد اللَّه بن معقل و علية بن زيد و ابو ثعلبه بن عتمه بدرگاه نبوت پناه آمده گفتند يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله ما را داعيه حرب و جهاد است و پياده ماندهايم مركبان عنايت فرماى تا بر آن سوار شده بغزا آئيم حضرت فرمود كه آنچه مىجوئيد نمىيابم ايشان گريان از پيش سيد عالميان بيرون آمدند و ابن عمير و عباس و عثمان ايشان را توشه و مركب داده همراه بردند و از ابو حمزه ثمالى روايتست كه اين هفت كس عبد اللَّه بن كعب است و علية بن زيد و عمرو بن عتمه كه از بنى النجارند و سالم بن عمير و حرم بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن عمر كه از بنى عمرند و ابن عوف و عبد اللَّه بن معقل كه مزنىاند و نزد محمد بن كعب و ابن اسحاق هفت كس بودند از قبايل متفرقه و مجاهد گفته كه جمعى از مزنى بودند و نزد واقدى هفت كس بودند از فقراء انصار كه چون از ركوب مايوس شده بگريه افتادند عثمان دو كس را سوار كرد و عباس بن عبد المطلب دور او ياسر بن كعب سه را و جمعى كه متوجه تبوك شدند بيست هزار بودند ده هزار سوار و باقى پياده القصه حقتعالى ميفرمايد كه بر اين مردم اگر تخلف كنند حرجى و عتابى نيست إِنَّمَا السَّبِيلُ جز اين نيست كه عتاب و ملامت عَلَى الَّذِينَ بر آنان است كه ايشان يَسْتَأْذِنُونَكَ از تو دستورى ميجويند در بازايستادن وَ هُمْ أَغْنِياءُ و حال آنكه ايشان توانگرانند و زاد و مركب ايشان آماده است رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا راضى شدهاند كه باشند مَعَ الْخَوالِفِ با زنان و كودكان و بيماران بجهة ايثار دعه بر مشقت وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ و مهر نهاده خدا بر وجه تخليه بر