تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٦ - سوره هود(١١) آيات ٩٠ تا ٩٩
بِرَحْمَةٍ مِنَّا ببخشايش از ما كه آن اعطاى توفيق و الطاف بود كه بآن مهتدى شده از عذاب رهيدند ذكر واو اينجا هم چنان كه در قصه عاد و ذكر فا در دو قصه ديگر كه بينهما واقع شده بجهت آنست كه در دو قصه متوسط سبق ذكر وعدى نشده بود كه متفرع بر آن باشد بخلاف قصه صالح و لوط كه بعد از او واقع شده و ذلك قوله وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ و قوله إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ و لهذا اينجا به فاء سببيه واقع شده وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا و بگرفت آنان را كه كافر بودند الصَّيْحَةُ آواز جبرئيل كه به صورت مهيب ايشان را گفت موتوا جميعا فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ پس گشتند در سراهاى خود جاثِمِينَ مردگان و بزمين افتادگان و اصل جثوم لزوم است در مكان يعنى بر جاى خود مردند كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها گوئيا هرگز اقامت نكردهاند در آن ديار أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ بدانيد كه دورى از رحمت خدا و هلاكت مر قوم مدين راست كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ هم چنان كه دور شدند از رحمت و هلاك گشتند قوم ثمود و تشبيه كرد مدين را بثمود بجهت آن كه عذاب هر دو قوم صيحه بود و در تيسير آورده كه از ابن عباس نقل است كه هيچ دو امت بيك عذاب هلاك نشدند مگر قوم شعيب و صالح اما قوم ثمود را صيحه از تحت ايشان بود و اهل مدين را از فوق ايشان بعد از آن قصه موسى عليه السّلام را بر قصص انبياء سابق عطف كرده ميفرمايد كه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى و بتحقيق كه فرستاديم موسى را بِآياتِنا با تورية و معجزهاى خود كه نشانهاى صحة نبوة او بود وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ و با حجتى ظاهر و واضح و خالص از تلبيس و تمويه كه آن عصا بود افراد آن بذكر جهت فرط وضوح آنست ميتواند بود كه مراد بآيات و سلطان مبين جميع معجزات باشد اى (و لقد ارسلناه با الجامع بين كونه آياتنا و سلطانا له على نبوته واضحا في نفسه) و ميتواند بود كه مبين بمعنى موضح باشد چه آيات لازم و متعدى هر دو آمده و فرق ميان آية و سلطان مبين آنست كه آية اعم از امارت و دليل قاطع است و سلطان مبين مخصوص بقاطع كه در آن جلايى و وضوحى باشد زجاج گفته كه سلطان مشتق است از سليط كه بمعنى روغن زيت است كه از او چراغ افروزند و چون مردم بروشنايى حجت خدا مهتدى شدند از اين جهة آن را سلطان گفتند حاصل كه ميفرمايد كه ما موسى را بآيات و حجج بينه فرستاديم إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ بسوى فرعون و گروه اشراف از قوم او فَاتَّبَعُوا پس پيروى كردهاند آن گروه أَمْرَ فِرْعَوْنَ فرمان فرعون را در كافر شدن و نگرويدن بموسى يا تابع طريقه فرعون شدند كه منهمك بود در ضلال و طغيان و داعى به