تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧١ - سوره الأعراف(٧) آيات ٨٠ تا ٨٩
بود كه ميزان مصدر باشد چون ميعاد وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ و كم مكنيد مردمان را أَشْياءَهُمْ چيز هاى ايشان را يعنى حقوق ايشان را كم مكنيد و در خريد و فروخت خيانت مورزيد و اشياء هم گفت بر سبيل تعميم تا تنبيه باشد بر آنكه ايشان در حقير و جليل و قليل و كثير بخس ميكردند وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ و فساد مكنيد بكفر و خيانت و ظلم و فساد مكنيد در زمين بَعْدَ إِصْلاحِها پس از اصلاح حقتعالى آن را ببعثت انبيا و انزال كتب و يا پس از آنكه اباى شما اصلاح آن ميكردند بايفاء كيل و وزن اضافه اصلاح بارض مانند اضافه بل مكر الليل و النهار است ذلِكُمْ اينعمل كردن شما بآن چه شما را بآن ميفرمائيم و اجتناب شما از آنچه شما را از آن نهى ميكنم خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است هر شما را إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد شما گرويدگان معنى خيرية يا زيادتى مطلقه است و يا زيادتى در انسانية و حسن احدوثه و جمع مال و تقييد خيرية با ايمان جهت آنست كه بدون ايمان علم بخيرية امور مذكوره حاصل نميشود و چون قوم شعيب در شهرها بوقت كيل و وزن خيانت كردندى و در صحرا راه زدندى از اين جهت بعد از منع ايشان از بخش نهى ايشان كرد از قطع طريق و فرمود كه وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ و منشينيد بهر راهى كه بجهت اخذ مال تُوعِدُونَ بترسانيد مردمان را و يا بطريق باج و تمنا از مردمان مال ستانيد و يا بهر طريقى از طريق دين منشينيد مانند شيطان و مردمان را از آن مرمانيد و منع مكنيد و بنا بر اين (صراط حق) اگر چه يكى است ليكن منشعب است بمعارف و حدود و احكام مرويست كه بر سر راهها نشستندى و هر كس كه بملازمت شعيب ميرفت گفتندى كه شعيب كذابست بايد كه شما را در فتنه نيندازد و هر كه باو ايمان آوردى تخويف او كردندى پس شعيب فرمود كه بر سر راههاى منشينيد كه وعيد كنيد طالبان راه حقتعالى را وَ تَصُدُّونَ و باز داريد عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ از راه خدا آن كس را كه ايمان آورده است بِهِ بخداى و بنا بر آنكه صراط احكام و حدود شريعت باشد ضمير راجعست بان و من مفعول تصدون است بر اعمال اقرب و اگر مفعول توعدون باشد پس تصدون در اين موقع حال خواهد بود يعنى ترسانيديد آنان كه گرويدهاند به خدا در حالتى كه باز مىداريد ايشان را از راه حقتعالى وَ تَبْغُونَها عِوَجاً و ميجوئيد در راه خداى تعالى كجى يعنى طلب بطلان آن ميكنيد بالقاى شبهات و يا وصف آن براى مردمان باعوجاج وَ اذْكُرُوا