تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٤ - سوره يونس(١٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
اللَّه است و چون اين اقرار بزرگترين حجتها است در بطلان طريق ايشان كه اتخاذ اصنام است فَقُلْ پس بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله مر ايشان را بعد از اين اقرار كه أَ فَلا تَتَّقُونَ آيا نميترسيد از عقوبت چنين خداى كه بتان را شريك او ميسازيد و شكر نعمت او نمىكنيد و انديشه نميكنيد كه آن را منقطع گرداند و شما را عاجلا يا اجلا مؤاخذه كند فَذلِكُمُ اللَّهُ پس آنكه او را اين صفات ثابت است اللَّه است رَبُّكُمُ الْحَقُ كه پروردگار شما است ثابت در ربوبيت ثباتى كه در آن شك مدخل ندارد فَما ذا پس چه چيز است بَعْدَ الْحَقِ پس از راستى و بيان حق إِلَّا الضَّلالُ مگر گمراهى فَأَنَّى تُصْرَفُونَ پس از كجا گردانيده ميشويد از حق بباطل و از توحيد بشرك استفهام براى انكار است يعنى نيست بعد از حق مگر ضلال پس هر كه در گذرد از حق كه عبادات اللَّه است با چندين دلايل و حجج بر وحدانيت او در ضلالة افتد كَذلِكَ هم چنان كه ربوبيت حق را سزاوار است نه غير او را يا هم چنان كه نيست بعد از حق مگر ضلال يا هم چنان كه كفار مصروفند از حق حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ سزاوار شده حكم پروردگار تو و واجب گشته عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا از آنان كه بيرون رفتهاند از دايره استصلاح ايمان و متمردند در كفر أَنَّهُمْ آنكه ايشان لا يُؤْمِنُونَ ايمان نيارند اين بدل كلمه است يعنى علم الهى تعلق گرفته كه ايشان ايمان نيارند و از دايره استصلاح بيرون باشند و بر كفر بميرند و يا آن كه تعليل حقيقت كلمه باشد يعنى عذاب الهى واجب شده بر اهل كفر و عدوان بجهت آن كه ايمان نمىآرند بعد از آن باحتجاج ديگر بيان توحيد و علم بىغاية و قدرت كامله خود ميكند بقوله قُلْ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه اى مشركان معاند و اى كافران جاهد هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ آيا از شريكان شما يعنى آنهايى كه شريك خداى گرفتهايد مَنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ كسى هست كه بآغاز بيافريند خلق را ثُمَّ يُعِيدُهُ پس باز زنده سازدش بعد از موت و چون كفار بدار المقر و اعاده را منكر بودند و از روى لجاج و عناد بدان اعتراف نمى كردند حقتعالى بعد از اين فرمود كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله اگر اين معاندان جواب دهند كه معبودان ما اين نتوانند كرد و اين جز فعل خدا نتواند بود فهو المراد اگر عناد كنند و جوابى نگويند قُلِ اللَّهُ بگو مر ايشان را كه خداى بحق اين صفت دارد يَبْدَؤُا الْخَلْقَ بآغاز آفريند خلق را ثُمَّ يُعِيدُهُ پس باز زنده گرداند آن را بعد از فنا و چون ايشان را از اين الزام محيصى و مفرى نيست بگو كه فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ پس از كجا بر