تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٧ - سوره هود(١١) آيات ٤٠ تا ٤٩
نقل كرده كه طول آن هزار و دويست گز بود و عرض آن ششصد و نيز در كشاف آورده كه حواريان عيسى عليه السّلام التماس كردند كه شخصى را كه در زمان نوح مرده باشد زنده كند تا كيفيت كشتى نوح از او معلوم كنند عيسى عليه السّلام ايشان را نزد پشته از خاك آورد و كفى از ان خاك برداشت و فرمود أ تدرون من هذا ميدانيد كه اين خاك كيست گفتند اللَّه و رسوله اعلم فرمود هذا كعب بن حام بن نوح عليه السّلام بعد از آن عصا را بر آن پشته خاك زد و گفت
قم باذن اللَّه
پيرى از آن جابر خاست و خاك از سر خود مىافشاند عيسى او را گفت باين هيئات مرده بودى گفت نه جوان مردم اما چون آواز تو بگوش من رسيد كه قم گمان بردم كه قيامت قايم شده از هول آن پير شدم فرمود كه از كيفيت و كميت كشتى نوح ما را خبر ده گفت طول آن هزار و دويست گز بود و عرض آن ششصد گز و سه طبقه بود طبقه براى دواب و وحوش و طبقه براى طيور و طبقه از براى حضرت نوح عليه السّلام و كسانى كه با او بودند و چون سرگين چهارپايان بسيار شد و مردمان از آن متاذى شدند حقتعالى از زير دم پيلى يك جفت خوك بيافريد تا آن همه پليديها و سرگينها را بخوردند و چون موش در آن بسيار شد از بينى شير گربه بيافريد و موشان را بخورد و عيسى او را گفت كه نوح چگونه دانست كه همه شهرها خراب شدند گفت كلاغ را گفت كه برو و در اطراف عالم بگرد و خبر بلاد را بما برسان كلاغ برفت و بمردار مشغول شده بسيار دير كرد و نوح بر او نفرين كرد و گفت خدايا او را از طباع مردمان برمان و منزل او را در خرابهها مقرر فرما و كبوتر را فرستاد و زود بازگشت دعاى خير در حق او بتقديم رسانيد و گفت بار خدايا دل مردمان را باو مألوف گردان و او را در خانها جاى ده حواريان گفتند يا روح اللَّه بفرما تا با ما بشهر آيد عيسى عليه السّلام فرمود كه چگونه با شما بيايد و حال آنكه روزى در زمين ندارد پس او را گفت كه
عد باذن اللَّه كما كنت
فى الحال بخاك پنهان شد و ببايد دانست كه قوله
حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا غايت يصنع الفلك است و ما بينها حالست از ضميرى كه در او است و يا حتى ابتدائيه است يعنى نوح عليه السّلام گشتى ميساخت و بتهيه اسباب آن مشغول بود تا وقتى كه آمد عذاب ما يا امر بعذاب ما وَ فارَ التَّنُّورُ و بجوشيد آن تنور و آن تنورى بود از سنگ كه حوا رضى اللَّه عنها از آن نان پختى و ميراث بنوح عليه السّلام رسيده بود و آن تنور ميسوخت كه ناگاه آب از آن تنور بر جوشيد و موضع اين تنور در مسجد كوفه است و گويند كه در هند بود يا از زمين جزيره و نزد بعضى مراد از آن وجه ارض است كه كروى است و يا عين ورده از زمين شام و يا مراد از آن ابتدا طوفان است در حين طلوع فجر و ظهور امارات دخول نهار من قولهم نور الصبح تنور و اهل خلاف اين را از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده اند و نزد قتاده مراد اعلاء بقاع ارض است يعنى آب ببلندترين موضع زمين رسيد و يا مراد از آن بقاع