تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٩ - سوره هود(١١) آيات ٤٠ تا ٤٩
سام و يافث و زنان ايشان و هفتاد و نه تن ديگر از اهل ايمان و با نوح هشتاد تن بودند و يا هفتاد دو و هفتاد و هشت نيز گفتهاند و بروايت ابن اسحاق ده تن بودند و بروايت جريح و قتاده هشت و اين از ابو عبد اللَّه (ع) نيز مرويست و نزد اعمش هفت بودند القصه نوح ايشان را نزد كشتى آورد سرپوشى كه ترتيب داده بود بر بالاى كشتى پوشيده با پسران گفته بود كه با زنان خود در كشتى خلوت مكنيد حام مخالفت كرده با زن خود مقاربت كرد نوح ع دعا كرد و گفت
اللهم غير نطفته
حقتعالى نطفه او را در رحم زنش سياه گردانيد فرزندى كه از او در وجود آمد سياه بود و نسل او همه سياه بودند و از اين جهت او را ابو السودان گفتند و عرب و روم و فارس و اصناف عجم ولد ساماند و ترك و چين و صفاليه و ياجوج و ماجوج از ولد يافث و گويند كه با اهل بيت نوح شش كس ديگر بيش نمودند مرويست كه چون اطراف و جوانب عالم آب جارى شد جمله حيوان روى زمين روى بنوح آوردند و نوح گفت مرا فرمودهاند كه از هر جنسى جفتى در كشتى نشانم پس هر جفتى از انواع ايشان بكشتى در آورد ابن عباس فرموده كه اول چيزى كه او را نوح در كشتى در آورد مورچه خورد بود و آخر خر چون دراز گوش خواست كه در كشتى رود ابليس در دنبال او آويخت هر چند دراز گوش را بر آن داشتند كه بكشتى رود امتناع كرد نوح فرمود كه
ادخل و ان كان الشيطان معك
دراز گوش در كشتى رفت و ابليس با او بود و اين روايت اهل حديث است چون نوح نگاه كرد و ابليس را بديد گفت بيرون رو يا عدو اللَّه ابليس جزع كرد و زارى نمود نوح وى را بر پشت كشتى نشاند و همچنين روايت كردهاند كه مار و كژدم آمدند و گفتند كه ما را در كشتى بر گفت نبرم كه از شما مضرت و ايذا بمردمان و بندگان ميرسد گفتند كه با تو عهد كرديم كه هر كه نام تو برد ما وى را گزند نرسانيم پس باين شرط ايشان را در كشتى آورد و از اينجهت است كه هر كه از مار و كژدم ترسد اين ايه بخواند كه سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ از گزند ايشان ايمن گردد القصه كه در وقتى كه از زمين آب جوشيدن گرفت و از آسمان آب فرود آمدن آغاز كرد حقتعالى خطاب كرد بنوح وَ قالَ و گفت اى نوح با قوم خود ارْكَبُوا فِيها سوار شويد در كشتى و آن را ركوب خود گردانيد چه آن در آب همچه مركوبست در زمين در حالتى كه گوئيد بِسْمِ اللَّهِ بنام خدا يا در حالتى كه نام برندگان خدا باشيد يعنى نام خدا ببريد مَجْراها در وقت راندن كشتى وَ مُرْساها و هنگام باز داشتن آن و گفتهاند معنى آن است كه بنام خدا است رفتن و ايستادن كشتى چه در خبر آمده كه چون خواستندى كه برود بسم اللَّه گفتندى روان شدى و چون خواستندى كه ساكن شود هم بسم اللَّه گفتندى ايستادى پس نوح ايشان را بر اين وجه تعليم تسميه فرمود و نيز حقتعالى گفت كه بگو بايشان كه إِنَّ رَبِّي به درستى كه پروردگار من لَغَفُورٌ هر آينه آمرزنده مؤمنانست رَحِيمٌ مهربان بر ايشان