تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
بصور و هيات و چون انبيا بر وجه كلفت نفس بطاعات اقدام نمودهاند و از معاصى اجتناب كردهاند بخلاف ملائكه كه صدور طاعات از ايشان بر وجه رغبت است نه از روى كلفت پس انبيا از ملائكه افضل باشند به جهت مزية مثوبة بر طاعات و رياضت ايشان نسبت بملائكه و چون با وجود اين وسوسه آدم در خوردن آن شجره تامل مينمود ابليس تدبيرى ديگر كرد وَ قاسَمَهُما و سوگند خورد براى رغبت آدم در خوردن آن شجره إِنِّي بدرستى كه من لَكُما مر شما را لَمِنَ النَّاصِحِينَ از نصيحت كنندگانم و از روى شفقت ميگويم كه از اين درخت بخوريد تا نميريد و ايراد قسم از باب مفاعله جهت مبالغه است و گويند شيطان سوگند خورد كه من اين سخن را از روى نصيحت ميگويم و آدم و حوا سوگند خوردند كه قبول نصيحت او كنند و نيز گفتهاند كه آدم و حوا اول سوگند دادند بر صدق قول او و او سوگند خورد پس بينهما مقاسمه واقع شده باشد و آدم عليه السلم گمان نبرد كه كسى سوگند بخدا از روى كذب خورد پس بجهت اين بدان سوگند فريفته شد فَدَلَّاهُما پس تنزيل كرده فرود آورد شيطان ايشان را بخوردن آن درخت بِغُرُورٍ بقريب و وسوسه و يا باين وسوسه اهباط آدم و حوا كرد از درجه عاليه برتبه سافله چو تدليه و ادلاء ارسال شيء است از اعلى باسفل فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ پس آن هنگام كه بچشيدند يعنى يافتند طعم ميوه آن درخت منهى را فى الحال بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما ظاهر شد مر ايشان را عورت ايشان يعنى لباس ايشان از تن ايشان بريخت تا عورت يكديگر را بديدند و اين بر وجه حكمت و مصلحت بود و در اينكه شجره خوشه انگور يا انجير يا كافور يا غير آن بود و لباس يا لباس نور و يا حله و يا ظفر خلافست چنان كه در سورة البقره گذشت و نزد بعضى ديگر انست كه كسى ديگر جز ايشان عورة ايشان نديد القصه چون عورة ايشان منكشف شد منفعل شدند وَ طَفِقا و در استادند و شروع كردند يَخْصِفانِ مىچسبانيدند برگى را بر بالاى برگى و آن را مينهادند عَلَيْهِما بر عورت خود مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ از برگ درخت جنة و اشهر آنست كه برگ انجير در هم مىبستند تا چون هيئت آزارى ميشد و عورت خود را بدان پوشانيدند و از اين طرف بآنطرف ميگريختند و اصل خصف ضم و جمع است و منه
قول النبى (صا) خاصف النعل فى الحجرة يعنى عليا عليه السلم
وَ ناداهُما و ندا كرد آدم و حوا را رَبُّهُما پروردگار ايشان أَ لَمْ أَنْهَكُما آيا نه شما را نهى