تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦ - سوره الأعراف(٧) آيات ٣٠ تا ٣٩
از تعميم باشد وَ الْبَغْيَ و حرام ساخت ستمكارى را يا كبر را بِغَيْرِ الْحَقِ بناحق اين متعلق است ببغى و مؤكد آن بحسب معنى چه بديهى است كه ظلم يا كبر بحق نخواهد بود و نظير اينست قوله و يقتلون النبيين بغير الحق و گويند كه بغى در اصل لغت بمعنى طلبست و آن شامل حلال و حرام است از اين جهة آن را مقيد ساخت بغير حق و بر هر تقدير افراد بغى جهة مبالغه است وَ أَنْ تُشْرِكُوا و ديگر حرام ساخته است آنكه شرك آريد بِاللَّهِ بخداى و شريك گيريد در عبادت ما لَمْ يُنَزِّلْ آن چيزى را كه نفرستاده است بِهِ به پرستش آن سُلْطاناً جهتى و برهانى و جميع اشراك معرى از دليلست اين تهكم است بمشركان و تنبيه تحريم بر اتباع آنچه برهانى در آن دلالت نميكند وَ أَنْ تَقُولُوا و آن را نيز حرام گردانيده است كه بگوئيد بدروغ و افترا عَلَى اللَّهِ بر خداى ما لا تَعْلَمُونَ آنچه نميدانيد مانند تحريم حرث و انعام و برهنه طواف كردن بيت الحرام و آن را اسناد بخدا كردن كقولهم و اللَّه امرنا بها بعد از آن جهة تسليه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله در تاخير عذاب كفار ميفرمايد كه وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ و مر هر گروهى راست أَجَلٌ مدتى كه خداى تعالى تقدير فرموده مر حياة ايشان را بصحت پيوسته كه هر امتى را غير از مؤمنان وقتى است كه بدان عذاب استيصال بايشان فرود آيد فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ پس چون بيايد وقت عذاب و هلاكت ايشان يا چون مدت عمر مقدر بسر آيد لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً واپس نيايد از آن اجل ساعتى وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ و پيشى نگيرند بر آن اجل مراد بساعة عرفيست كه آن اقصر اوقات است نه ساعة اهل تنجيم يعنى بهيچ وقت اجل متقدم و متاخر نشود فرد
|
(اجل چون فرود آيد از پيش و پس |
پس و پيش نگذاردت يك نفس) |
|