تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٨ - سوره هود(١١) آيات ٥٠ تا ٥٩
او در آنها بهر وجه كه خواهد يعنى او قادر و مالك و غالبست بر همه إِنَّ رَبِّي بدرستى كه آفريدگار من عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ بر طريق حق و عدلست هيچ معتصمى نزد او ضايع نميشود و هيچ ظالمى از او فوت نميشود و در بحر الحقايق آورده كه صراط مستقيم آنست كه منتهى بحق باشد نه بغير او كما قال و ان الى ربك المنتهى و در نقد النصوص مذكور است كه ذات متعالى فى الحقيقة مصدر افعال و مؤثر در منفعلاتست بحكم تربيت هر يك را بحسب قابليت بسوى حضرت خود ميكشاند اينست سر آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر بر گرديد و اعراض كنيد يعنى بر آن ثابت و راسخ باشيد فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ پس بدرستى كه رسانيدم بشما ما أُرْسِلْتُ بِهِ آن چيزى را كه فرو فرستاده شده بودم بدان إِلَيْكُمْ بسوى شما يعنى وحى الهى بشما رسانيدم و بر شما نيز حجت گرفتم و چون قبول نكرديد حقتعالى شما را هلاك كند وَ يَسْتَخْلِفُ و جانشين شما گرداند رَبِّي آفريدگار من قَوْماً غَيْرَكُمْ گروهى را غير از شما و در انوار گفته كه جمله فعليه استينافست بوعيد ايشان بآن كه همه را هلاك گرداند و قومى ديگر را در ديار ايشان جاى دهد وَ لا تَضُرُّونَهُ شَيْئاً و زيان نتوانيد رسانيد حق را چيزى باعراض شما از من و يا از قبول دعوة حق إِنَّ رَبِّي بدرستى كه پروردگار من عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ بر همه چيزى نگهبانست يعنى افعال و احوال همه را نگاه ميدارد و مجازات آنها از او فايت نميشود و يا او حافظ و نگهبانست مرا از ضرر شما پس ممكن نيست كه شما ضررى بمن توانيد رسانيد و چون كفار قوم هود عليه السّلام بدين سخنان متعظ نشدند حكم ربانى بعذاب ايشان نافذ گشت وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا و هنگامى كه آمد فرمان ما بعذاب ايشان نَجَّيْنا هُوداً نجات داديم هود را وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ و آن كسانى كه گرويده بودند با او باين وجه كه گفتيم همه از ميان كفار بيرون رويد تا عذاب بشما نرسد و ايشان چهار هزار بودند كه همه را با هود از ميان كفار بيرون برده برهانيديم بِرَحْمَةٍ مِنَّا ببخشى و بخشايشى از ما يعنى باعطاى لطف و توفيق كه وسيله اهتداى ايشان شد و بجهت آن از آن عذاب برهيدند وَ نَجَّيْناهُمْ و نجات داديم ايشان را مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ از عذابى درشت يعنى عذابى عظيم و ثقيل تكرير براى بيان آن چيزيست كه ايشان را نجات از آن داد و آن سموم دوزخ بود كه بمناخر كفار در آمد و از ديار ايشان بيرون شده اعضاى ايشان را پاره پاره