تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٨ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
منكر اين روايتاند چه براهين ساطعه دال است بر عصمت انبيا چگونه شرك و معاصى و اطاعت شيطان بر ايشان جايز باشد و بلخى بعد از انكار اين روايت و قدح در سند آن گفته است كه بر تقدير صحت اين روايت منطوق آن مشعر نيست مگر بر اشراك و تسميه و اين نه كفر است و نه معصيت طبرى اختيار اين معنى نموده و عياشى در تفسير خود از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم نقل كرده كه
انه كان شركهما شرك طاعة لا شرك عبادة
بعد از آن در توبيخ اهل شرك ميفرمايد أَ يُشْرِكُونَ آيا انباز ميگيرند در عبادت حق ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً آن چيزى را كه نيافريند چيزى را و قدرت ندارد بر خلق اشياء وَ هُمْ يُخْلَقُونَ و حال آنكه انبازان را كه ميگيرند ايشان آفريده شدهاند يعنى جماداتى كه ميپرستيد قادر نيستند بر اعطاى نعم اصول تابان مستحق عبادت شوند و عبادت خدايى كه قادر بالذاتست و بر همه مقدورات قادر رها كردهايد و عبادت اصنام ميكنيد كه مخلوقند وَ لا يَسْتَطِيعُونَ و نميتوانند لَهُمْ براى پرستندگان خود نَصْراً يارى دادنى در منفعت ايشان يا فرياد رسيدنى در دفع مضرت ايشان وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ و نه نفسهاى خود را يارى ميدهند در وقتى كه ايشان را ميكشند يا بالواث و ارواث آلوده ميسازند و ايراد جمع ذوى العقول با آنكه راجع بجمادات است بجهة آنست كه مشركان تعظيم ايشان ميكردند بر صورت من يعقل پس حقتعالى تكينه فرمود از ايشان بر طبق تكينه ذوى العقول كقوله وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ و اگر بخوانيد شما اى مسلمانان مشركان را إِلَى الْهُدى بسوى دين اسلام لا يَتَّبِعُوكُمْ پيروى نكنند شما را سَواءٌ عَلَيْكُمْ يكسان است بر شما أَ دَعَوْتُمُوهُمْ آنكه بخوانيد ايشان را و دعوت كنيد بدين حق أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ يا آن كه شما خاموشان باشيد اين آيه خاص است بقومى از كفره كه مصر بودند بر كفر خود و از قبول دعوت محروم شدند مانند ابو جهل و متابعان و گويند خطاب با مشركين است و هم راجع باصنام يعنى اگر بخوانيد اى مشركان بتان را به اينكه راه نمايند شما را پيروى شما نكنند و شما را بمراد و مدعاى خودتان نرسانند و اجابت دعاى شما نكنند هم چنان كه حقتعالى اجابت دعاى شما ميكند خواه ايشان را دعوت كنيد و بخوانيد يا نه كه اثرى بر اجابت آن مترتب نشود زيرا كه جماد لا يضر و لا ينفع است و ايثار انتم صامتون بر صمتم جهت مبالغه است در عدم افاده دعا پس گوييا ميفرمايد كه يكسانست بر ايشان احداث شما خواندن ايشان را و استمرار شما بر خواموشى از خواندن ايشان بعد از آن اتمام حجت مى