تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩١ - سوره يونس(١٠) آيات ٧٠ تا ٧٩
والد است پس اينصورت مستدعى تركيب باشد و هر مركب ممكن است و هر ممكنى محتاج به واجب الوجود و واجب الوجود غنى مطلق است پس احتياج راه بدو ندارد و بعد از آن تقرير غناى خود ميفرمايد بقوله اللَّهُ مر او راست از روى مالكيت ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانها است از نفايس علويات وَ ما فِي الْأَرْضِ و آن چه در زمين است از بدايع سفليات و نفى برهان ميكند بر اين قول محال و مبالغه ميفرمايد در تجهيل ايشان و تحقيق بطلان قول ايشان بقوله إِنْ عِنْدَكُمْ نيست نزديك شما اى مشركان مِنْ سُلْطانٍ هيچ حجتى و برهانى بِهذا به اينكه خداى فرزند فرا گيرد أَ تَقُولُونَ آيا مىگوييد عَلَى اللَّهِ بر خدا بدروغ و افترا ما لا تَعْلَمُونَ آنچه نميدانيد استفهام براى توبيخ و تقريع است بر جهل و فساد راى ايشان و در اين دليل است بر آنكه هر قولى كه بيدليل باشد جهالتست و عقايد را ناچار است از برهان قاطع و تقليد غير سايغ است قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ بگو اى محمد (ص) بتحقيق آنان كه افترا كنند و بربندند عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ بر خدا دروغ را باتخاذ ولد و اضافه شريك بوى لا يُفْلِحُونَ رستگارى نيابند يعنى هرگز از دوزخ نرهند و ببهشت نرسند و قوله
مَتاعٌ فِي الدُّنْيا خبر مبتدا محذوفست اى افترا و هم متاع يعنى اين افترا و دروغ فرا بستن در آنكه خداى را ولدى هست بر خوردارى اندكست در دنيا تا بآن اقامت رياست خود كنند در كفر يا مبتدائيست محذوف الخبر اى لهم متاع يعنى مر ايشان راست زندگانى محقر در اين جهان كه دو سه روزى بيش در آن مهلت نيابند و آخران را بصد حسرت و ندامت بگذراند ثُمَّ إِلَيْنا پس بسوى ما باشد مَرْجِعُهُمْ بازگشت ايشان يعنى مرجع ايشان شقاوت ابدى باشد ثُمَّ نُذِيقُهُمُ پس بچشانيم ايشان را الْعَذابَ الشَّدِيدَ عذابى سخت از حيثيت كيفيت و كميت يعنى هميشه بعذاب عظيم و عقاب اليم گرفتار باشند بِما كانُوا بسبب آنكه بودند كه بوحدانيت و كتاب پيغمبر ما (ص) و روز بعث يَكْفُرُونَ كافر ميشدند بعد از آن رسول را امر مىفرمايد كه قصه قوم نوح بر ايشان خوان تا نظر در سوء عاقبت و بدى خاتمه ايشان كرده از كفر و شرك تبرى نمايند پس ميفرمايد وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ و بخوان بر ايشان يعنى بر كفار مكه نَبَأَ نُوحٍ خبر نوح پيغمبر علا نبينا و عليه السلام و ياد كن إِذْ قالَ چون گفت نوح لِقَوْمِهِ مر گروه خود را يعنى آنها كه مشرك بودند يا قَوْمِ اى گروه