تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٩ - سوره يونس(١٠) آيات ٨٠ تا ٨٩
تكرار كرد رَبَّنا آفريدگار ما ايشان را اينها داده لِيُضِلُّوا تا گمراه گردانند بندگان را عَنْ سَبِيلِكَ از راه عبادت تو و بعبادت فرعون خوانند و در انوار گفته كه ايندعا عليهم است بلفظ امر بجهة آنكه موسى از ممارسة احوال ايشان دانسته بود كه غير اضلال از ايشان صادر نشود كقولك (لعن اللَّه ابليس و اخزى اللَّه الكفره) يعنى بار خدايا بر سبيل تخليه و خذلان ايشان را بر ضلالت و اضلال خودشان بازگذار و گويند لام براى عاقبت است و غرض يعنى اموال بسيار به ايشان داده كه بآن مشغول و مغرور شدهاند و عاقبت سر انجام ايشان باضلال مردمان كشيده و احتمال دارد كه براى علت باشد زيرا كه اعطاى نعم بر كفره استدراج است و تثبيت بر اضلال و نيز ايشان چون اموال را سرمايه ضلال و سبب اضلال خود گردانيده بودند فكانه آن مال را بجهت اضلال بايشان داده پس ربنا تكرير اول باشد براى تاكيد تا تنبيه باشد بر آنكه مقصود و غرض ضلال و كفران ايشانست بجهت تقدم قوله رَبَّنَا اطْمِسْ اى پروردگار ما اثر محو فرست عَلى أَمْوالِهِمْ بر مالهاى ايشان يعنى صورت آن را بصورت ديگر منتقل ساز تا شوكت ايشان بشكند و از قتاده مرويست كه حقتعالى همه درهم و دينار ايشان را سنگ گردانيد بر همان شكلى و نقشى كه داشت و سدى گفته كه تمام اموال ايشان از نقود و اطعمه و اشجار و اثمار همه سنگ شد و اين يكى از آيات تسع بود و ديگر موسى دعا كرد وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ و سخت فراگير بر دلهاى ايشان يعنى بجهت اصرار بر كفر و فرط عناد ايشان مهر خذلان و تخليه بر دل ايشان نهاده آن را قاسى گردان فَلا يُؤْمِنُوا پس ايمان نياورند موسى بوحى معلوم فرموده بود كه ايشان ايمان نخواهند آورد لا جرم دعا كرد كه دل ايشان را سخت ساز تا به ايمان منشرح نشود و ايمان نياورند حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ تا آنكه بهبينند عذاب دردناك را كه آن غرقست در بحر قلزم اين جواب دعا است و يا دعا است بلفظ نهى يا عطف بر ليضلوا و ما بينهما دعاى معترض و چون موسى و هارون دعا را باتمام رسانيدند قالَ گفت خداى قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما بدرستى كه اجابت كرده شد دعاى شما هر دو برادر آوردهاند كه موسى دعا ميكرد و هارون امين ميگفت و امين گوينده در دعا شريكست از اين جهت گفت كه دعاى هر دو مستجاب شد فَاسْتَقِيما پس ثابت باشيد بر دعوت و الزام حجت و تعجيل منمائيد كه مطلوب شما در وقت خود بظهور خواهد رسيد گويند بعد از چهل سال اثر اين دعا ظاهر شد وَ لا تَتَّبِعانِ و پيروى مكنيد در تعجيل سَبِيلَ الَّذِينَ راه آنان