تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٥ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
خداى خود در خواه تا اين عذاب را از ما دفع كند و ما ايمان آريم چون طوفان بدعاى موسى مندفع شد و آب بر زمين فرو رفت و مزروعات و فواكه ايشان ظاهر گشت بنظارت تمام كه هرگز چنان نديده بودند و نعمت بر ايشان فراخ گشت باز كفران نعمت ورزيدند و ايمان نياوردند بعد از يك ماه حقتعالى بر ايشان ملخ فرستاد تا آنكه جمله گياه و مزروعات و فواكه و اوراق و اشجار ايشان را بخوردند پس از صحرا بخانههاى ايشان درآمده درها و جميع رخوت و اثاث و متاع ايشان را بخوردند و هر چند بيشتر بخوردند گرسنهتر شدند و يك ملخ در خانهاى بنى اسرائيل در نيامد و هيچ ضررى به ايشان نرساند و هفت روز به اين بلا مبتلا شدند ديگر بار پناه بحضرت موسى آوردند و به ايمان غلاظ و شداد سوگند خوردند كه اگر اين بلا منكشف گردد بوحدانيت خدا معترف شوند موسى بصحرا رفت و بعصاى خود اشاره به مشرق و مغرب كرد جميع ملخها به اين دو طرف متفرق شدند چون ايشان ديدند كه مقدارى از مزروعات مانده گفتند كه اين ما را بس است مصلحت آنست كه به اين قناعت كرده دين خود را از دست ندهيم پس نقض عهد كردند و در كفر و عصيان خود راسخ شدند چون يك ماه از اين بر آمد حقتعالى موسى را فرمود كه از مصر بيرون رو بديهى كه آن را عين الشمس گويند آنجا پشتهايست از ريك در آنجا دعا كن و عصا را بر آن پشته زن تا من آيتى ديگر بنمايم موسى بيامد و عصا را بر آن پشته زد حقتعالى آن ريك را شپشه گردانيد و همه متوجه مزارع ايشان شدند و در بقاياى ضروع و فواكه ايشان داخل شدند و ايشان را ميگزيدند و ميخوردند و ميرنجانيدند و در طعام و شراب ايشان مىافتادند و هر چه مينهادند پر از قمل مىشد در ميان سراها ستونها بر كشيدند و طعامها بر بالاى آن نهادند و چون بوقت حاجت برداشتند پر از قمل شده بود و در غلات ايشان افتاده همه را بخوردند و در بدن ايشان افتاده و همه موى سر و ريش آنها را بخوردند پس خواب و قرار ايشان برفت و گويند ملخ پياده بود كه در بقاياى مزارع و البسه و اطعمه و اعضاى ايشان افتاد تا بعلت آبله گرفتار شدند و پيش از اين اينمرض نبود يا كنه بزرگ در چهارپايان ايشان افتادند و همه را هلاك كردند القصه هفت روز به اين بليه گرفتار بودند ديگر باره التجا بكليم اللَّه برده آغاز تضرع نموده و بشرط ايمان آنعذاب نيز از ايشان رفع شد گفتند اى موسى ما را متحقق شده كه تو در فن سحر از ماهرانى و سنگ و چوب ما را حيوان ميكنى ديگر باره حقتعالى لشگر وزغ را بفرستاد تا همه سراها و خانها و مواضع ايشان پر از ضفادع شد و هيچ چيز از دست ننهادندى مگر كه ضفادع در آن افتادى حاصل كه همه كوزه و ابريق و ديگ و خوردنى و سفره و جامها پر از ضفدع شدى و چون بخفتندى در پشت و پهلوى ايشان دويدندى و در وقت سخن گفتن بدهنهاى ايشان دويدندى و بعد از يك هفته باز التجا بحضرت موسى عليه السّلام برده تضرع و زارى آغاز نهادندى و شرط ايمان كردند موسى اين بلا را نيز مندفع ساخت و چون يك ماه از اين بگذشت طغيان و كفر را زياده كردند حقتعالى آب