تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٧ - سوره التوبة(٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
اسلام منهزم شده و با رسول (ص) هيچ كس نماند الا نه كس از بنى هاشم و يك كس از انصار كه نام او ايمن بن ام ايمن بود و در آن جنگ كشته گشته و آن نه كس امير المؤمنين (ع) بود و عباس بن عبد المطلب و فضل بن عباس و ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب و نوفل بن حارث و ربيعة بن الحرث و عبد اللَّه بن زبير و عتبه و معتب پسران ابو لهب امير المؤمنين عليه السّلام در پيش حضرت رسالت (ص) ايستاده رايت در دست داشت و قتال ميكرد عباس بر جانب راست آن حضرت بود و فضل بجانب چپ او و ابو سفيان در عقب او و بواقى گرد آن حضرت در آمده بودند و حضرت رسالت (ص) در آن روز بر استر سوار بود چون دوستان هزيمت كردند و دشمنان به تمامى روى بآن حضرت آوردند حضرت استر خود را نهيب ميداد و رو بار دوى دشمن حمله ميكرد و ميگفت
انا النبى لا كذب* انا بن عبد المطلب*
و عباس و ابو سفيان ركاب و لجام استر را گرفته نميگذاشتند كه آن حضرت بميان دشمنان در آيد و از اين صورت بر كمال شجاعت سيد عالم (ص) استدلال ميتوان كرد كه در چنان روز بر استر كه در معركه حرب كر و فرى ندارد سوار شده بيمدد كار متوجه حرب كفار شده بود و نسب خود را اظهار ميفرمود و چون عباس آن حضرت را نگذاشت كه محاربه نمايد حضرت فرمود كه چون چنين است پس اصحاب را باز خوان عباس مردى بلند آواز بود بر وجهى كه روزى در مكه غارتى بود عباس آواز برداشت كه وا صياحا هيچ آبستن نماند كه آواز او را شنيده كودك از شكمش جدا نشد پس در اين روز بآواز بلند ندا كرد كه (يا معاشر المهاجرين و الانصار يا اهل بيعة الشجرة يا اصحاب سورة البقرة الى اين تفرون اذكر و العهد الذى عاهدتم على رسول اللَّه) مردمان بآواز عباس بازگشتند و بملازمت حضرت پيوستند و فى الحال حرب گرم شد و كفار را منهزم ساختند و ذلك قوله تعالى ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ پس فرو فرستاد خدا سَكِينَتَهُ رحمت خود را كه سبب سكون و آرام قلب است عَلى رَسُولِهِ بر رسول خود تا تنها داعيه حرب نمود و از كثرت اعدا نينديشيد وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ و بر مؤمنان تا بنداى عباس بازگشتند اعاده جار جهت تنبيه است بر اختلاف حال رسول (ص) و امت و عياشى باسناد خود از حسن بن فضال نقلكرده از ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السّلام كه سكينه ريحى است خوشبو از جنت و آن را صورتيست چون صورت روى انسان و هميشه با پيغمبران ميباشد و اين هزيمت در شب بود و رسول خدا (ص) در ميان وادى بود و مشركان كمين گشاده و تيغ و نيزه و عمود در مسلمانان نهاده چون مسلمانان بازگشتند خود را بر مشركان زدند و تيغ و نيزه را بر ايشان گشادند و آن حضرت ميفرمود كه
الان حمى الوطيس
اى اشتدت الحرب الحال حرب گرم شده و بتلاوت دعاى موسى عليه السّلام كه در روز فلق بحر خوانده بود كه
اللهم لك الحمد و اليك المشتكى و انت المستعان
ملهم شده از استر فرود آمد و يا هم چنان سواره مشتى خاك و سنگ ريزه از زمين برداشت و يا از ياران طلبيده و فرمود
شاهت الوجوه
و بر جانب كفار ريخت و فرمود
انهزموا و