تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٣ - سوره التوبة(٩) آيات ١١٠ تا ١١٩
ستايندگان حق بر آنچه برايشان رسد از سراء و ضراء و يا شناسندگان نعمة الهى در هر لحظه السَّائِحُونَ روزه داران لقوله صلّى اللَّه عليه و آله سياحة امتى الصوم و گويند وجه تسميه صائم بسايح آنست كه در خبر آمده كه فرداى قيامت هر كسى را در بهشت جاى معين بدهند مگر روزه دار را كه حق سبحانه گويد كه تو در بهشت ميگرد و سياحت ميكن تا آنجا كه تو را خوش آيد فرود آى و يا سايحان سير كنندگاناند بطلب علم يا براى جهاد و زيارات يا بيرون آيندگان از باديه نفس بسر منزل انس و بنا بر اول تشبيه صوم بساحت از حيثيت آنست كه آن رياضت نفسانيه است كه بآن متوصل ميتوان شد باطلاع بر خفاياى ملك و ملكوت الرَّاكِعُونَ ركوعكنندگان در نماز يا خضوعآرندگان در نماز بر درگاه بىنياز السَّاجِدُونَ سجده كنندگان در صلاة يا طالبان قرب رفيع الدرجات الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ فرمايندگان بايمان و طاعت و سنت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ و باز دارندگان از كفر و معصيت و ارتكاب بدعة ذكر عاطف در اين بجهة دلالست بر آنكه او با معطوف عليه در حكم خصلت واحدهاند كانه قال الجامعون بين الوصفين و يا بجهة تضاد ميان امر و نهى چون ثيبات و ابكارا وَ الْحافِظُونَ و نگاهدارندگان لِحُدُودِ اللَّهِ مر احكام شرايع خدا را ذكر واو اينجا بجهة تنبيه است بر آنكه ما قبل اين مفصل فضايل است و اينمجمل آنست و گويند كه بجهة ايذانست بآنكه متابع بسابع تمام شده از حيثيت آنكه سبعه عدد تام است و ثامن ابتدا است بعدد ديگر معطوف بر آن و لهذا آن را و او ثمانيه گويند وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و بشارت ده مؤمنانرا كه بدين صفات موصوفاند وضع مظهر در موضع ضمير دليل است بر آنكه ايمان داعى ايشانست بدين فضايل و مؤمن كامل آن كس است كه بر اين صفات باشد و حذف مبشر به اشارتست بتعظيم و تكثيران كانه قال (و بشرهم بما يجل عن احاطة الافهام و تعبير الكلام) و اصحاب ما روايت كردهاند كه اين صفات ائمه معصومين است زيرا كه جميع صفات بر وجه تمام و كمال در غير ايشان يافت نمىشود و در تفسير حسن بصرى واقع شده كه اهل اسلام از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله التماس كردند كه از براى آباى ما كه در جاهليت مردهاند استغفار فرما حقتعالى اين آيه را انزال فرمود كه ما كانَ لِلنَّبِيِ صحيح نبود و نسزد و روا نباشد مر پيغمبر را وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان را كه گرويدهاند أَنْ يَسْتَغْفِرُوا آنكه طلب آمرزش كنند لِلْمُشْرِكِينَ براى شرك آرندگان وَ لَوْ كانُوا و اگر چه باشند آن مشركان أُولِي قُرْبى