تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٦ - سوره التوبة(٩) آيات ٩٠ تا ٩٩
و با اهل علم نشست و برخاست نكردهاند و حجج و معجزات كمتر شنيدهاند و ديدهاند وَ أَجْدَرُ و سزاوارترند أَلَّا يَعْلَمُوا بآنكه ندانند حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ اندازهاى كه حقتعالى فرو فرستاده عَلى رَسُولِهِ بر پيغمبر خود صلّى اللَّه عليه و آله از فرايض و سنن شرع وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خدا دانا است باحوال ايشان حَكِيمٌ حكم كننده از روى حكمت و مصلحت بامهال ايشان مرويست كه زيد صرحان را در كارزار يمامه دست چپش بينداخته بودند روزى نشسته بود و با جمعى اخبار و احاديث روايت ميكرد اعرابى بيامد و بنشست و گوش بحديث او كرده و گفت (ان حديثك يعجبنى و ان يدك ليرينى) حديث تو مرا خوش آيد و ليكن دست تو مرا بتهمت مياندازد گفت چرا جوابداد كه براى آنكه مبادا كه بسبب دزدى بريده باشند گفت دزد را دست راست برند بسبب دزدى و اين دست چپ است اعرابى گفت من ندانم كه راست برند يا چپ گفت صدق اللَّه حيث قال الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً الايه وَ مِنَ الْأَعْرابِ و از منافقان اهل باديه مَنْ يَتَّخِذُ كسى هست كه فرا گيرد ما يُنْفِقُ آنچه نفقه ميكند و صدقه ميدهد مَغْرَماً تاوانى و زيادتى يعنى صدقات خود را غبنى و غرامتى مىشمارد چه بر آن اميد ثواب ندارد و بريا و تقيه انفاق ميكند وَ يَتَرَبَّصُ و انتظار ميبرد بِكُمُ الدَّوائِرَ بشما گردشهاى روزگار را يعنى اين را كه دولت اسلام بنكبت مبدل شود و روزگار بر مسلمانان منقلب گردد و مغلوب و منكوب گردند تا از انفاق خلاصى يابند عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ بر ايشان باد گردش بروزگار اين اعتراض است بدعا بر ايشان دوائر اسلام را و يا اخبار است از وقوع آنچه دائر است بر ايشان و دوايره در اصل مصدر است يا اسم فاعل ماخوذ از دار يدور و اين اسم عقبه زمان و سوء بفتح مصدر است كه مضاف اليه واقع شده براى مبالغه كقولك رجل صدق وَ اللَّهُ سَمِيعٌ و خداست شنوا آن را كه بزبان مىآرند عَلِيمٌ داناست بآنچه در دل پنهان ميدارند بعد از آن از احوال اعراب مخلص خبر ميدهد كه وَ مِنَ الْأَعْرابِ و از اهل بدو مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ كسانى هستند كه ميگروند بخدا وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز باز پسين مراد بنو مقرن انداز جهينه و گفتهاند كه عبد اللَّه ذى البجادين و رهط اويند كه بخداى و قيامت ميگروند وَ يَتَّخِذُ و فرا ميگيرند ما يُنْفِقُ آنچه نفقه ميكنند در جهاد يا تصديق قُرُباتٍ اسباب قربت عِنْدَ اللَّهِ نزديك خدا يعنى تقرب