تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨ - سوره الأعراف(٧) آيات ٥٠ تا ٥٩
شعار دين خود را لَهْواً وَ لَعِباً مشغول و بازيچه چه ايشان در عيد خود بحوالى كعبه مىآمدند و دست ميزدند و بازى ميكردند و تحريم ما احل اللَّه چون بحيره و وصبله نيز داخل لهو است چه لهو عبارتست از صرف همت بآنچه مستحسن نباشد كه منصرف شوند بآن و لعب طرب فرح است بآنچه مستحسن نبود كه طلب آن كنند وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا و بفريفت ايشان را زندگانى دنيا و طول مهلت تا از حق تعالى فراموش كردند و ندانستند كه دنيا غداريست و مكارى بازى دهنده فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ پس امروز با ايشان معامله ناسيان كنيم باين معنى كه فرو گذاريم ايشان را در آتش كَما نَسُوا چنان كه فرو گذاشتند و بر خواطر نگذرانيدند و مستعد نشدند لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ديدن اينروز را وَ ما كانُوا و چنانچه بودند كه از روى عناد بِآياتِنا يَجْحَدُونَ بآيتهاى كتب و يا بعلامات ربوبيت انكار مىكردند و در اين آيه خلافست در آنكه جميع آن كلام حق تعالى است بعد از حكايت اهل جنت تا بقوله حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ يا از تتمه كلام اهل جنت است الى قوله الحياة و بعد از آن حق سبحانه استيناف كلام فرموده بقوله فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ و چون حقتعالى ذكر فريقين نمود در عقب آن بيان انزال كتاب و حجت ميفرمايد بر ايشان بقوله وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ و بتحقيق كه آورديم براى اين گروه كفار بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ كتابى را كه بيان كرديم معانى آن را و مفصل ساختيم در او هر چه بكار آيد از عقايد و احكام و مواعظ مفصله عَلى عِلْمٍ بر دانش خود اين در محل نصب است بر حاليت أي عالمين بوجه تفصيله يعنى در حالتى كه عالميم بوجه تبيين آن و يا حال است از كتاب و تقدير اين كه مشتملا على علم يعنى در حالتى كه آن كتاب مشتمل است بر علم شريعت از اصول و فروع و قوله هُدىً حالست از مفعول فصلناه يعنى آورديم اين كتاب را در حالتى كه راه نماينده است وَ رَحْمَةً و خداوند بخشش لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براى گروهى كه ميگروند يعنى مرشد ايشان بحق و منجى ايشان از ضلالت و تخصيص اهل ايمان با آنكه هدايت و رحمت است نسبت بجميع مكلفان بجهة انتفاع اهل ايمان است بآن و عدم انتفاع غير ايشان بآن هَلْ يَنْظُرُونَ آيا انتظار ميبرند استفهام براى انكار است يعنى منتظر نيستند إِلَّا تَأْوِيلَهُ مگر عاقبت كتاب بآنچه بآن راجع شود بآن امر قرآن از تبيين صدق آن بظهور آنچه ناطق است بآن از وعد و وعيد يعنى ايمان نمىآرند تا براى العين وعد و وعيد آن را به