تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٨ - سوره هود(١١) آيات ٢٠ تا ٢٩
مُعْجِزِينَ نيستند عاجز كنندگان مر خدا را از عذاب خود فِي الْأَرْضِ در زمين يعنى در دنيا وَ ما كانَ لَهُمْ و نيست مر ايشان را مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى مِنْ أَوْلِياءَ هيچ دوستانى كه عقوبت الهى از ايشان باز دارند ليكن تاخير عقاب از ايشان كرده تا روز قيامت تا عقوبت ايشان اشد و ادوم باشد يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ افزوده شود براى ايشان عذاب يعنى دوباره معذب گردند بجهت ضلالت و اضلال اين استينافست براى بيان شدة عقاب ايشان ما كانُوا نبودند كه در دنيا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ توانستندى شنيد يعنى شنيدن حق را چه از شنيدن آن كر بودند وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ و نبودند كه بديدندى يعنى آيات قدرت را چه از ديدن آن كور بودند يعنى خود را كور و كر گردانيده بودند از ديدن و شنيدن آيات هاديه مراد آنست كه بر وجه تامل و تدبر نظر در آيات نكردند تا بآن مهتدى شوند پس گوييا كور و كر بودند از آن اين علت مضاعفه عذابست و گويند اين بيان آن چيزيست كه نفى آن كرده بود از ولايت الهه بقوله وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ چه هر چه نشنود و نهبيند صلاحيت ولايت ندارد و قوله يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ اعتراض است أُولئِكَ الَّذِينَ آن گروه آنانند كه در بازار معامله خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ زيان كردند نفسهاى خود را يعنى زيان ايشان بديشان باز گردد وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و گم شد از ايشان ما كانُوا يَفْتَرُونَ آنچه بودند كه افترى ميكردند از شفاعت بتان و درخواست ملائكه و يا زيان كردند بآنچه بدل كردند و ضايع شد از ايشان آنچه تحصيل كردند پس غير از ندامت و حسرت چيزى ايشان را باقى نماند لا جَرَمَ أَنَّهُمْ بى شك و شبهه ايشان فِي الْآخِرَةِ در آن سراى هُمُ الْأَخْسَرُونَ ايشاناند زيانكارتر از همه زيان كاران چه پرستش بتان را بپرستش خداى خريدهاند و متاع دنياى فانى را بر نعيم عقبى اختيار كردهاند و بعد از ذكر كفار و عذاب ايشان بيان ابرار و ثواب ايشان ميكند بقوله إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بدرستى كه آنان كه از روى خلاص گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى شايسته از اداء فرايض و تعبد بنوافل وَ أَخْبَتُوا و آرام گرفتهاند إِلى رَبِّهِمْ بذكر پروردگار خود يا خشوع و خضوع كردهاند براى خدا يا از ما سواى او منقطع شدهاند و يا انابة و تضرع نمودهاند باو و اشتقاق آن از جنت است بمعنى ارض مطمئن أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ آنان ملازمان بهشتند هُمْ فِيها ايشان در جنان خالِدُونَ دايم و باقىاند مَثَلُ