تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
آن از قشيرى نقل است كه چه دور است ميان امتى كه مصنوع خود را پرستند و ميان امتى كه عبادت صانع خود كنند بعد از آن اخبار مينمايد از ندامت ايشان بر عبادت عجل بقوله وَ لَمَّا سُقِطَ و آن هنگام كه افكنده شد فِي أَيْدِيهِمْ در دستهاى ايشان اين كنايه است از شدت ندم ايشان چه نادم تحير عض يد خود ميكند از غايت غم و غصه پس دست او مسقوط فيه ميشود چه فم او در آن واقع مىشود و جار و مجرور در مقام فاعل است پس ملخص معنى آنست كه آن هنگام كه پشيمان شدند از عبادت عجل و بر آن تحسر خوردند وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا و ديدند يعنى دانستند كه ايشان بتحقيق كه گمراه شدند بجهت پرستش گوساله قالُوا گفتند از روى ندامت لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا اگر رحمت نكند بر ما رَبُّنا پروردگار ما بقبول توبه وَ يَغْفِرْ لَنا و نيامرزد براى ما خطيئه ما را لَنَكُونَنَ به خداى كه باشيم آن هنگام مِنَ الْخاسِرِينَ از زيانكاران و هلاك شدگان بهلاكت ابدى حسن بصرى روايت كرده كه همه گوسالهپرست شدند مگر هارون چه موسى همين خود را و هارون را دعا كرد و اگر مؤمنى ديگر بودى او را شريك خود و هارون گردانيدى به اينكه رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي و قول اصح آنست كه بعضى از ايشان پرستش گوساله نمودند
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى و آن هنگام كه بازگشت موسى از كوه طور إِلى قَوْمِهِ بسوى قوم خود غَضْبانَ در حالتى كه بغايت خشمگين بود أَسِفاً اندوهناك يا جزعكننده و گويند اسف بمعنى غضبان است و تكرار جهت تاكيد است آورده اند كه در محل رجعت اين خبر يافت و اصح آنست كه حقتعالى او را اخبار كرده بود در طور و او خشمناك با اندوه تمام بميان قوم آمد و از غايت غضب و اسف قالَ فرمود بعبده عجل كه بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي بدنيا بتى كرديد مرا مِنْ بَعْدِي از پس مفارقت من كه بپرستش گوساله قيام نموديد و گويند خطاب با هارونست و مؤمنان كه با او بودند يعنى بد جانشينى كرديد مرا كه منع عبده نكرديد و بر هر تقدير ما نكره موصوفه است كه مفسر ضميرى است كه در بئس مستكن است و مخصوص بذم محذوف است و تقدير اينكه بئس خلافة خلفتمونيها من بعدى خلافتكم پس بر سبيل انكار و تقريع فرمود كه أَ عَجِلْتُمْ آيا تعجيل كرديد و پيشى گرفتيد بعبادت عجل أَمْرَ رَبِّكُمْ بر فرمان پروردگار خود و صبر نكرديد تا من بيايم و حكم خدا بشما رسانم در انوار گفته كه عجل متضمن سبق است و بجهت