تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٨
هيچ گناه بر صحيفه عمل او نماند هم چنان كه روزى كه از مادر متولد شده بود و اگر ما بين لصلاة از صلاة خمس از او ذنوب صادر شده باشد نيز چنين باشد و بعد از آن گفت اى على بدان كه منزله صلاة خمس براى امت من مانند نهريست كه بر در خانه يكى از شما باشد اگر شخصى در جسد او چرك باشد و هر روز پنج بار از آن نهر غسل كند هيچ از آن چرك بر بدن آن مىماند گفتم نه فرمود
و كذلك و اللَّه الصلاة الخمس لامتى
بخدا كه نمازهاى پنجگانه مر امت مرا نيز چنين است در بحر الحقايق آورده كه انوار ذكر و مراقبت در طرفى النهار و زلف الليل ظلمات اوقاتى را كه بحوائج نفسانى صرف شده دفع ميكند و نزد بعضى حسنات گفتن كلمات اربعه است يعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر و اول قول اصح و اكثر است از ابن عباس مرويست كه من با سلمان در زير درختى نشسته بوديم سلمان شاخى از آن درخت كه خشك شده بود بجنبانيد همه برگها از او فرو ريخت پس گفت اى ابو عثمان از من نميپرسى كه چرا چنين كردى گفتم سبب اين را بيان كن فرمود كه در وقتى كه با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در زير اين درخت بوديم آن حضرت چنين كرد كه من كردم و بعد از آن مرا گفت از من نمىپرسى كه چرا چنين كردى گفتم يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله سبب اين چه بود فرمود مؤمن چون وضو كند بر آن وجهى كه بايد و بعد از آن نمازهاى پنج وقتى شبانه روزى را ادا كند گناهان از او ريزان شود مانند اين برگها از ايندرخت بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً تا آخر و اصحاب ما از ابن محبوب نقل كردهاند كه ابراهيم كرخى گفت نزد ابو عبد اللَّه عليه السّلام نشسته بودم مردى از اهل مدينه در آمد حضرت از او پرسيد كه از كجا مىآيى گفت از فلان موضع فرمود بايد كه آمد و رفتن تو در شب و روز بر وفق رضاى الهى باشد نه بر وجه معصيت و بدان كه با تو فرشته بزرگوار موكل است كه حفظ عمل تو ميكند مطلعست بر هر چه از مردمان ميپوشى بايد كه هيچ سيئه را حقير ندانى اگر چه صغيره باشد چه آن در روزى بتو بدى رساند و هيچ حسنه را حقير ندانى اگر چه كوچك باشد زيرا كه روزى تو را خشنود گرداند و بدان كه هيچ چيزى نيست كه ندامت آن اسرع باشد و بدى عاقبت آن اصرار معصيت و هيچ چيزى نيست كه آن اسرع باشد در محو خطيئه از حسنه و ذلك قوله تعالى إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ آن امر باستقامت و اقامت صلاة ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ پنديست مر ياد كنندگان را و پند گيرندگان را چه آن سبب ذكر خداست و ذكر سبب دوام فيض رحمت بر عباد حيث قال اذكرونى اذكركم وَ اصْبِرْ و صبر كن بر تبليغ دعوة كه متضمن اذيت است از كفار يا بر امتثال اوامر و اجتناب از نواهى فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خداى لا يُضِيعُ أَجْرَ