تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٩ - سوره يونس(١٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
چه هستند كه با وجود عدم بصر لا يُبْصِرُونَ نمىبينند بديده بصيرت يعنى قادر نيستى بر هدايت كسانى كه با عمى بصر ضم عمى بصيرت كردهاند مراد آن است كه اعمال مستبصر حدس چيزى مىتوانند كرد كه بصير احمق بادراك آن متفطن نتواند شد و چون ابصار و بصارت هر دو مسلوب باشد باعتبار عدم ادراك حق معلوم است كه حال چگونه خواهد بود چه مقصود از ايصار اعتبار است و استبصار و عمده در آن بصيرت و چون ايشان از اين هر دو معروضند پس گويا كه ديده ظاهر و باطن از ايشان مسلوب است اين تعليل است براى امر به تبرى حضرت و اعراض از ايشان إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى لا يَظْلِمُ النَّاسَ ستم نمىكند بر مردمان شَيْئاً بهيچ چيز از فساد حواس و عقول ايشان و تقويت منافع آن بر ايشان بدون استحقاق و از نقص ثواب از حسنات ايشان و امثال آن و عدم ازاحه علة و نصب ادله وَ لكِنَّ النَّاسَ و ليكن مردمان أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ستم ميكنند بر نفسهاى خود باقتراب اسباب عذاب و حسن عقل را كه آلت ادراك آيات قدرت است در ملاهى استعمال مىكنند و منافع و فوايد آن مدركات از ايشان فايت ميشود و نعم ما قيل
|
چشم از براى ديدن آيات قدرت است |
گوش از پى شنيدن اخبار حكمت است |
|