تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٣ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
سَيِّئَةٌ بدى چون قحط و بلا يَطَّيَّرُوا فال بد ميگرفتند بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ بموسى و آنان كه كه با وى بودند از مؤمنان و مىگفتند كه اين رنج و محنت بشامت ايشان بما رسيد و تسميه تشأم بتطير جهة آنست كه عرب چون صباح از منازل خود بيرون ميآمدند بمرغ فال مىگرفتند و قبطيان آنچه بود از حسنه بخود نسبت ميدادند و اسناد سيئه بموسى و قوم او مىكردند بجهة فرط عناد و غباوت و غشاوة ايشان بود چه با آنكه شدايد مرقق قلوبست و مذلل عرايك و مزيل شماسك خصوصا بعد از مشاهده آيات بينه و معجزات ظاهره ايشان از آن متأثر نشدند و در عتو و عناد افزودند و منهمك شدند در غى و ضلالت و تعريف حسنه و ذكر آن با اداة تحقيق كه اذا است بجهت كثرت وقوع آنست و عدم قصد الهى بآن بالذات چه بجهت شامت عصيان عباد اراده انزال سيئه ميفرمايد بعد از آن حقتعالى اين گفتار را به ايشان رد كرده فرمود كه أَلا آگاه باشيد كه آنچه ايشان بموسى حواله كردهاند و گفتهاند كه از شامت وى است چنان نيست بلكه إِنَّما طائِرُهُمْ جز اين نيست كه سبب خير و شر ايشان از تن درستى و فراخى نعمت و امنيت و از بيمارى و تنگى و خوف عِنْدَ اللَّهِ نزد خدايست و از اعمال بد ايشان است كه كرام الكاتبين نوشتهاند و بحضرت او عرض كرده و شامت آن عملها بايشان رسيده نه بسبب شامت موسى زجاج در تفسير اين گفته كه شامتى كه بآن متوعد شدهاند از عقاب نزد خدايست و مدخر پيش او و در آخرت آن را به ايشان خواهد رسانيد نه اين بليتى كه در دنيا به ايشان رسيده و گويند معنى آنست كه حقتعالى طاير بركت و طاير شامت را كه خير و شر است و نفع و قهر به ايشان ميرساند نه غير او پس اگر عقل دارند بايد كه طلب خير او كنند و سلامتى از شر او خواهند و اينمعنى قريب بمعنى اولست حسن بصرى گفته كه تشامى كه بموسى نسبت مىدهند محفوظ است نزد خدا و در آخرت ايشان را بآن مكافات خواهد داد وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ و ليكن بيشتر ايشان لا يَعْلَمُونَ نه ميدانند كه آنچه به ايشان مىرسد و خواهد رسيد از مكاره و اهوال در دنيا و آخرت بواسطه شومى اعمال ايشان است وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ اصل مهما ما شرطيه است كه ماء زايده بآن منضم شده براى تأكيد و بعد از آن الف بهاء منقلب شده بجهت اشتغال تكرير و گويند بمعنى اكفف است و ماء جزائيهاى اكفف ما تاتنا و محل آن رفع است بر ابتدا يا نصب بفعلى كه مفسر آنست پس معنى آنست كه گفتند فرعونيان كه باز ايست اى موسى از آنچه مىگويى و دعوى ميكنى از هر چه بيارى و بنا بر معنى اول معنى آنست كه هر چيز كه بيارى بما مِنْ آيَةٍ از نشانه كه زعم توانست كه معجزه تو است مثل قحط و مرض و مثل آن