تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١ - سوره الأعراف(٧) آيات ٣٠ تا ٣٩
امر فرمود و معاصى را كاره بود از آن نهى فرمود پس امر وى دليل بر اراده طاعات و نهى وى دليل بر كراهت معاصى باشد و بعد از آن فرمود كه وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ و راست گردانيد روى خود را بقبله عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ نزد زمان هر سجود يا مكان سجودى مراد سجود نماز است يعنى در هر جا كه باشيد چون وقت نماز در رسد رو بقبله كرده مشغول نماز شويد يا مراد آنست كه توجه كنيد بعبادة او سبحانه چون وقت نماز در رسد در حينى كه استقامتكنندگان باشيد باو نه عدول نمايندگان بغير او وَ ادْعُوهُ و بپرستيد خداى را مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ در حالتى كه پاك كنندگان باشيد براى خدا طاعت را يعنى او را مخصوص گردانيد بعبادت و غير او را در آن شريك مگردانيد و نزد ضحاك معنى آنست كه چون در مسجدى باشيد و وقت نماز در آيد همانجا نماز بگذاريد و مگوييد كه ما نماز خود را در مسجد خود ميگذاريم و چون در مسجد نباشيد و وقت نماز در آيد مخيريد بهر مسجد كه خواهيد توجه كنيد و نماز را مخصوص و خالص گردانيد بخدا و آن را بغرضى ديگر مخلوط مسازيد چه او است مصير و بازگشت همه باو است نه غير او كَما بَدَأَكُمْ هم چنان كه آفريد شما را در ابتداء تَعُودُونَ باز خواهيد گشت بوى ثانيا تا جزا دهد بر عملها يا چنان كه شما را از خاك آفريد باز به خاك عود خواهيد كرد و يا هم چنان كه شما را عريان و پا برهنه آفريد در معاد نيز چنين خواهد بود
فَرِيقاً هَدى گروهى را راه نمود يعنى الطاف و اسباب توفيق عطا فرمود تا ايشان بوسيله آن اختيار ايمان كردند وَ فَرِيقاً و گروهى ديگر كه از روى عناد و جحود نظر در دلايل نكردند و تأمل و تفكر ننمودند حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ سزاوار شد بر ايشان گمراهى و يا معنى آنست كه حقتعالى بهدايت و ضلالة هر دو فرقه حكم كرد و يا بعد از عود كه زمان حشر و نشر باشد بعضى را ببهشت راه نمايد بجهت صدور ايمان و اعمال صالحه از ايشان و بعضى مستوجب هلاكت و عقوبت گردند بجهة فرط معصيت انتصاب فريقا ثانى بفعلى است كه ما بعد آن مفسر انست اى و خذل فريقا إِنَّهُمُ بدرستى كه اين گمراهان اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ فرا گرفتند ديوان را أولياء دوستان خود و فرمان ايشان بردند مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى اين تعليل خذلان ايشانست يا تعليل ضلالت ايشان وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ و گمان بردند كه ايشان مهتدون راه يافتهگانند و فى نفس الامر نه چنانند كه گمان بردهاند و در كنز العرفان آورده كه در كريمه