تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٧ - سوره يونس(١٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
بافت چنانچه زعم شما است فَأْتُوا پس بباريد و بربافيد بِسُورَةٍ مِثْلِهِ سورة مانند آن در بلاغت و فصاحت و قوت معنى چه شما در نظم بليغ و نثر فصيح مشهور زمان و سرآمد دورانيد و اگر بخود معارضه نميتوانيد استعانت نمائيد وَ ادْعُوا و بخوانيد براى معاونت خود در اتيان سوره مثل قرآن مَنِ اسْتَطَعْتُمْ هر كرا خواهيد توانيد كه از او يارى خواهيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى كه منزل قرآنست تا شما را مددكارى كند و بسازيد مانند قرآن إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان كه محمد از خود ميسازد اين تعجيز و تحديست بَلْ كَذَّبُوا بلكه بجهت فرط جحود و عناد تكذيب كردند بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ بآن چيزى كه فرا رسيدند بدانش آن يعنى مسارعت نمودند در تكذيب آنچه در نيافتند آن را مراد آنست كه بعد از سماع قرآن و قبل از تدبر در آيات آن بجهت آنكه متضمن ذكر بعث و جزاست و ساير آنچه مخالفت دين ايشانست بتكذيب و انكار مشغول شدند وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ و نيامد بديشان يعنى منكشف نگشت بر ايشان تَأْوِيلُهُ معنى و حقيقت قرآن در بادِيَ الرَّأْيِ و ذهن ايشان باسرار معانى و دقايق آن نرسيد مراد آنست كه قرآن معجز است از حيثيت لفظ و معنى اما ايشان همه بجهة فرط عناد تكذيب آن كردند و معنى توقع در لما آنست كه اگر چه اول علم به حقيت آن نداشتند اما بالآخره اعجاز آن بر ايشان ظاهر شد در حينى كه تحدى بر ايشان مكرر شد ايشان قواى خود را در معارضه آن صرف كرده نتوانستند و عاجز گشتند و بدانستند كه فوق طوق بشر است و اما بجهت فرط عناد و جحود در تكذيب آن كوشيدند و يا تكذيب كردند آنچه ندانستند در قرآن از ذكر بعث و جزا و وعيد عقوبت و در آخرت حقيقة آن بر ايشان ظاهر گردد بعد از وقوع آن جز ندامت حاصل نخواهند داشت و آن ندامت نفع بايشان نخواهد داد كَذلِكَ همچنين تكذيب كه كفار زمان تو دارند كَذَّبَ الَّذِينَ تكذيب كردند انبياى خود را آنان كه بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از اينها فَانْظُرْ پس درنگر و ببين كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ كه چگونه بود سرانجام ستمكاران و مكذبان پس اينها نيز مثل آنها معذب خواهند گشت در اين آيه تسليه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله است و تهديد بر اهل كفر و ضلالت
وَ مِنْهُمْ و از ايشان كه تكذيب ميكنند مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ كسى هست كه ميگرود بقرآن و تصديق ميكند در نفس خود و ميداند كه حق است و ليكن از روى عناد اظهار