تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٣ - سوره الأعراف(٧) آيات ٧٠ تا ٧٩
گفت هود كه قَدْ وَقَعَ بدرستى كه واجب شد عَلَيْكُمْ بر شما فرود آمدن اتيان بصيغه ماضى بنا بر آنست كه متوقع كالواقع است و قد از براى تقريب است يعنى البته بشما ميرسد مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما رِجْسٌ عذابى لرزاننده و مضطرب سازنده اشتقاق آن از ارتجاس است بمعنى اضطراب وَ غَضَبٌ و خشمى جهت اراده انتقام شما أَ تُجادِلُونَنِي آيا مجادله ميكنيد با من فِي أَسْماءٍ در چيز هايى كه محض اسماند يعنى بتان كه هر يك را نامى نهادهايد و معنى اسم الوهيت در ايشان مفقود است مرويست كه بعضى را ساقيه ميگفتند بگمان آنكه باران از ايشان ميبارد و بعضى را حافظه بمظنه اين كه نگاهبانان ايشانند در سفر و همچنين برخى را رازقه و بعضى را سايمه و اين مجرد اسما بود و معرى از مسمى چه اصنام جمادند و بعضى استدلال كردهاند باين بر آنكه اسم عين مسمى است زيرا كه اگر چنين نبودى ذم ابطال بر ايشان متوجه نشدى بآنكه آنها اسماى مخترعهاند و حقتعالى حجتى بآن نازل نساخته و ضعف اين استدلال ظاهر است پس هود (ع) بفرمود كه جدالى مكنيد در اين اسماى بى مسمى كه از روى جهالت سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ نام نهادهايد ايشان را شما وَ آباؤُكُمْ و پدران شما بالهه ما نَزَّلَ اللَّهُ نفرستاده است خداى بِها بجواز عبادت ايشان مِنْ سُلْطانٍ هيچ حجتى و برهانى و چون اين ظاهر شد بر شما با وجود اين مكابره ميكنيد و بر آن مصريد فَانْتَظِرُوا پس منتظر باشيد نزول عذاب را إِنِّي مَعَكُمْ بدرستى كه من نيز با شما مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ از منتظرانم مر آن عذاب را فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم هود را وَ الَّذِينَ مَعَهُ و آنان كه با هود بودند يعنى در دين متابعت او مينمودند بِرَحْمَةٍ مِنَّا ببخشى و بخشايشى از ما بر ايشان وَ قَطَعْنا و ببريديم و بر كنديم دابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بنياد آنان را كه تكذيب كردند و تكبر ورزيدند بِآياتِنا بنشانهاى قدرت ما يعنى ايشان را مستاصل ساختيم و از بيخ و بنياد بركنديم وَ ما كانُوا مُؤْمِنِينَ و نبودند گرويدگان بوحدانيت ما و رسالت هود ابن تعريض است به آنانكه نگرويده بودند بهود و تنبيه بر آنكه فارق ميان ناجى و هالك ايشان ايمان بود و تفصيل قصه هود و هلاكت قوم او بروايت سدى و محمد بن اسحاق و غير ايشان از جمهور مفسران بر اينوجه است كه عاديان در زمين يمن بودند در موضعى كه آن را احقاف گويند لقوله تعالى وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ و در آن پشتهاى ريك بود و هر قطعه از آن