تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠١ - سوره يونس(١٠) آيات ٩٠ تا ٩٩
موسى عليه السّلام اعلام بنى اسرائيل نمود كه حقتعالى شما را امر فرموده كه از مصر بيرون رويد ايشان حلى و جواهر قبطيان را ببهانه آنكه عروسى دارند بستدند و در شب برخاستند و از شهر بيرون آمدند حقتعالى شبرا دراز گردانيد و خواب بر قبطيان گماشت تا هيچكس از رفتن ايشان خبر نيافتند و بنى اسرائيل شش صد هزار و بيست هزار مرد بودند و هر كه هفتاد ساله و بيست ساله بود در شمار اين عدد نبود و آن شب هيچ سرايى نبود از سراى قبطيان مگر در آن يك كودك و دو كودك مرده بودند و بجهت مشغولى بتجهيز و دفن و عزا كس با كس نميپرداخت و از بنى اسرائيل ياد نكردند تا شب در آمد و بخفتند روز ديگر برخاستند و در سرا هاى ايشان رفتند هيچكس را از ايشان نيافتند فرعون را بر اين صورت مطلع گردانيدند فرعون در غضب شده همه لشگر خود را جمع كرده با هزار هزار و ششصد هزار مرد پى ايشان برگرفت و روان شد محمد بن كعب گفت در لشگر او صد هزار اسب سياه بود غير از رنگهاى ديگر و آن جماعت از خواص فرعون بودند چه شعار فرعون آن بود كه جامه سياه پوشيدى و اين صد هزار مرد همه با جامهاى سياه و اسبان سياه و رايتهاى سياه بودند و هارون بر مقدمه لشگر خود بود و موسى بر ساقه چون بنى اسرائيل بكنار درياى قلزم رسيدند مقدمه لشگر فرعون كه هفتصد هزار مرد بودند در عقب خود مشاهده كردند هر يكى بر اسبى تازى نشسته و خودى بر سر نهاده و حربه بدست گرفته چون قوم موسى ايشان را بديدند گفتند اى موسى چاره اين امر چيست از پيش درياى خونخوار و از پس لشگر بيشمار اگر در دريا رويم غرقه شويم و اگر اينجا توقف نمائيم كشته شويم موسى فرمود كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ پس حق تعالى بموسى وحى كرد كه عصا را بر دريا زن موسى چون عصا بر دريا زد دوازده راه خشك در دريا بديد آمد بعدد اسباط بنى اسرائيل هر سبطى براهى فرو شدند چون پاره راه برفتند گفتند خبر از بنى اعمام خود نداريم مبادا غرقه شده باشند حق تعالى فرمان داد تا آبهاى دريا طاق طاق شدند ايشان يكديگر را مشاهده كردند چون ساقه لشگر موسى بدريا فرو رفت مقدمه لشگر فرعون كنار دريا رسيد فرعون چون دريا ديد شكافته و طاق طاق شده و راههاى خشك در آن بديده آمده بترسيد دانست كه آن از آيات خداست لشگر گفتند كه ما نيز فرو رويم فرعون تعلل ميكرد و جرئت نمينمود جبرئيل بر ماديانى نشسته در پيش اسب فرعون راند و در دريا رفت اسب فرعون سركشى كرده پى ماديان گرفت هر چند سر او را ميكشيد فرمان نمىبرد تا آنكه بدريا فرو شد لشگريان چون ديدند كه فرعون بدريا رفت همه بيكبار فرو رفتند حق تعالى همه را غرق ساخت و در مدارك و تبيان و غير آن از تفاسير و غيره آوردهاند كه روزى جبرئيل بصورت مردى بديوان مظالم فرعون آمده گفت من از راه دور آمدهام بجهت مسئله كه از تو استفتا كنم پس صورة فتوى را بفرعون داد فرعون چون مطالعه كرد مضمون آن اين بود كه حكم امير چيست در شان