تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٤ - سوره التوبة(٩) آيات ٨٠ تا ٨٩
ام و يك صاع آوردهام بخدمت تو حضرت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود تا آن صاع خرما را بر بالاى صدقات ديگر كه صحابه آورده بودند پراكنده كردند بعضى منافقان چون معتب بن قشير و عبد اللَّه بن نبتل و امثال ايشان آغاز لمز و غمز كردند گفتند كه عبد اللَّه و عاصم آن مال را بريا دادند و خدا و رسول از صاع ابو عقيل بىنيازند اما او خواست كه خود را بياد مردم آورد تا از صدقات چيزى ستاند و يا نام خود را در شمار متصدقان در آورد آيه نازل شد كه الَّذِينَ آنان كه از روى استهزا و سخريه يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ عيب ميكنند و بچشم اشارت ميكنند تطوع و تبرع كنندگان را مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از گروندگان فِي الصَّدَقاتِ در اداء صدقات يعنى عاصم و عبد اللَّه كه بريا نسبت ميدهند تطوع هر فعليست كه بكردن آن مستحق مدح شوند و بترك آن مستحق ذم نشوند و نظير اينست نافله و فضيلت و ندب و استحباب وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ و آنان را نيز عيب ميكنند كه نمىيابند إِلَّا جُهْدَهُمْ مگر بقدر طاعت و قوت خود يعنى ابو عقيل را كه ميگويند خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله از صاع او مستغنىاند فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ پس افسوس ميدارند از ايشان يعنى سخريه و استهزا ميكنند با ايشان سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ جزا دهد خدا ايشان را بر سخريه ايشان و در معنى اينست كه (اللَّه يستهزئ) وَ لَهُمْ مر ايشانراست عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك بر آن سخريه و استهزا كه ميكنند
و در انوار آورده كه پسر عبد اللَّه ابى كه هم عبد اللَّه نام داشت از جمله مؤمنان و محبان خالص و مطيعان خالص بود در مرض پدر خود از حضرت رسالت (ص) درخواست نمود كه براى پدر وى آمرزش طلبد آيه آمد كه اسْتَغْفِرْ لَهُمْ استغفار كن براى ايشان كه منافقانند أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ يا آمرزش مخواه براى ايشان امر بمعنى خبر است و معنى مراد آنست كه هر دو امر در عدم افاده مساويند كما نص عليه بقوله إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ اگر آمرزش طلبى براى ايشان سَبْعِينَ مَرَّةً هفتاد بار فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ پس نيامرزد خدا ايشان را در انوار گفته كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه بار خدايا بر هفتاد بيفزايم چه آن حضرت از سبعين عدد معين فهميده بود زيرا كه اصلست و حمل آن بر تكثير نه بر تحديد خلاف اصل است پس تجويز فرمود كه حكمى كه مرتب بر ما زاد آن باشد مخالف آن باشد آيه آمد كه سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله بعد از نزول آيه اراده استغفار منافقان نكرد و بر او مبين گشت كه مراد از عدد سبعين تكثير است نه تحديد و استعمال سبعه و سبعين و سبع ماتة و نحو آن شايع است در تكثير بجهت استعمال سبعه بر جمله اقسام عدد پس