تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٩ - سوره هود(١١) آيات ٦٠ تا ٦٩
ساخت يا مراد بنجات اول عذاب دنيا است و بثانى عذاب آخرت يعنى هم چنان كه نجات ايشان داديم از عذاب دنيا كه بر كفار نازل شد ايشان را نجات ارزانى داشتيم از عذاب آخرت و اين تعريض است بآنكه كفار هم چنان كه در دنيا معذب شدند بسموم معذب باشند و در آخرت بعذاب غليظ وَ تِلْكَ عادٌ تانيث اسم اشارة باعتبار قبيله است و يا اشارة بقبور و اثار ايشانست يعنى آن قبيله عاديانست يا آن اثرها كه در ديار احقاف مىبينيد آثار قبيله عاد است جَحَدُوا انكار كردند و كافر شدند بِآياتِ رَبِّهِمْ بآيتهاى پروردگار خود وَ عَصَوْا رُسُلَهُ و عاصى شدند در فرستادگان او زيرا كه عاصى شدند در حق رسول خود و عصيان يك پيغمبر مستلزم عصيان همه پيغمبرانست چه هر پيغمبرى امر كرده است امت خود را بطاعت همه پيغمبران و ايمان آوردن بجميع ايشان وَ اتَّبَعُوا و پيروى كردند أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ فرمان هر گردن كشى عَنِيدٍ ستيزه كار را يعنى عاصى شدند در حق كسى كه ايشان را بحق دعوت ميكرد و مطيع گشتند آنان را كه ايشان را بكفر و ضلالت ميخواندند از رؤساى ائمه كفر
وَ أُتْبِعُوا و از پى در آمده شدند فِي هذِهِ الدُّنْيا در اين سرا لَعْنَةً لعنت را كه دورى از رحمت است و هلاكت و يا بر زبان مؤمنان ايشان را لعنت كرده تا روز قيامت وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ و روز قيامت نيز لعنت در پى ايشان است و عذاب ابدى ملازم ايشان أَلا إِنَّ عاداً بدانيد كه قبيله عاد كَفَرُوا رَبَّهُمْ جاحد و منكر شدند بپروردگار خود يا كفران ورزيدند نعمت او را يا كافر شدند باو بحذف جار أَلا بُعْداً بدانيد كه دوريست لِعادٍ مر عاديان را يعنى از رحمت دورند و در انوار گفته كه اين دعاء عليهم است بهلاكت و مراد بآن دلالتست بر آن كه ايشان مستوجب آن چيزى بودند كه بر ايشان نازل شد و تكرار الا و اعاده دگر ايشان بجهت تفظيع امر ايشان است و حث بر عبرت گرفتن بحال آنها و قوله قَوْمِ هُودٍ عطف بيان عاد است و فايده آن تميز است از عاد ثانيه كه عاد ارماند و با قوم ثمود هلاك شدند و ايما است باستحقاق ايشان مر بعد را بجهت آن چه جارى شد ميان ايشان و هود وَ إِلى ثَمُودَ و فرستاديم بسوى قبيله ثمود أَخاهُمْ صالِحاً برادر ايشان صالح را مراد اخوة نسبى است قالَ گفت صالح يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ اى گروه من بپرستيد خداى را و بوحدانيت او بگرويد ما لَكُمْ نيست شما را مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ