تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٦ - سوره التوبة(٩) آيات ١١٠ تا ١١٩
ما يَتَّقُونَ آنچه واجبست كه از آن پرهيز كنند و گويند آيه در شان جمعى است كه قبل از تحويل قبله درگذشتند و يا پيش از تحريم خمر ساغر اجل نوشيدند پس معنى آنست كه بر ايشان از انكارها كه كردهاند گرفت نيست و از كلبى و مقاتل روايتست كه چون حقتعالى مؤمنان را امر كرد ببعضى احكام و فرايض و ايشان بآن عمل كردند و بعد از آنكه غايب شده بودند از شرف صحبت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله حقتعالى آن احكام را بجهت تغيير مصلحت نسخ فرمود و بعد از معاودت صحابه را ديدند كه بر خلاف اين عمل ميكردند گفتند يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله حكم ما چيست در آنچه قبل از اين كرديم از احكام منسوخه و علم بنسخ آن نداشتيم حقتعالى اين آيه در شان ايشان نازل ساخت و گفت خدا ابطال عمل قومى نكند كه ايشان بر منسوخ عمل كرده باشند بر طريق جهالت تا آنكه علم باو پيدا كنند كانَ اللَّهُ بدرستى كه خدا بِكُلِّ شَيْءٍ به همه چيزى از احوال اول و آخر ايشان عَلِيمٌ دانا است و چون او سبحانه منع اهل اسلام كرد از استغفار براى مشركان اگر چه اقارب باشند و اين متضمن وجوب تبرا بود از ايشان و بيزارى از جميع ايشان بعد از آن بيان ميكند كه او است كه مالك كل موجودات و متولى امر همه و غالب بر جميع تا از ما عداى او تبرا كنند و نصرت و اعانت از او طلبند و قطع ياس كنند از نصرت و ولايت كفره پس ميفرمايد كه إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها پس هر چه خواهد كند بيمانعى و منازعى يُحْيِي زنده گرداند مردگان را وَ يُمِيتُ و بميراند زندگان را وَ ما لَكُمْ و نيست شما را اى مؤمنان مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى مِنْ وَلِيٍ كارسازى كه متولى امور شما شود وَ لا نَصِيرٍ و نه يارى كه مدد كارى شما نمايد و ميشايد كه خطاب با كفار باشد و معنى اينكه خداى را پرستش كنيد كه شما را بغير او متوفى امرى نيست كه حكم عقاب از شما رفع كند و جز او را يارى نه كه عذاب از شما باز دارد لَقَدْ تابَ اللَّهُ بدرستى كه خداى بازگشت بقبول توبه از ترك ندب عَلَى النَّبِيِ بر پيغمبر خود بجهت اذن او مر منافقان را در تخلف وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ و از مهاجران و انصار يعنى جمعى از ايشان كه كاره بودند مر غزوه تبوك را بطبع عناد و گويند مراد بتاب اللَّه على النبى تبرى ذمت حضرت رسالت است از تعلق بذنوب لقوله تعالى لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ يا بعثت است بر توبه يعنى هيچ كس نيست كه محتاج بتوبه و استغفار نباشد حتى پيغمبر و اصحاب او چه هر كس را مقامى است كه ما دون او نسبت بوى منقصت خواهد بود پس توجه بما دون منقصتى است كه از آن توبه لازم باشد و نزد بعضى
و انى لا استغفر اللَّه كل يوم سبعين مرة
اشاره باينست و نزد بعضى از علماء محققين آنست