تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٦ - سوره التوبة(٩) آيات ٤٠ تا ٤٩
از ابن عباس مرويست كه اذن حضرت بر ايشان جهة آن بود كه علم بنفاق ايشان نداشت و بواسطه آن قول ايشان را در باب اعتذار حمل بر صدق فرمود و گويند حضرت بر سبيل توعد تخيير ايشان فرموده بود ميان ظعن و اقامت و ايشان را اذن نداده بود پس ايشان آن را غنيمت دانسته اقامت را بر ظعن اختيار كردند و از جمله مستاذنان اهل نفاق جندب بن قيس و معتب بن قشير بودند كه از انصارند و بعد از آن بيان حال مؤمنان و منافقان ميكند در استيذان بقوله لا يَسْتَأْذِنُكَ دستورى نمىطلبند از تو الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ آنان كه بتحقيق و يقين ايمان دارند بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ بخدا و روز قيامت أَنْ يُجاهِدُوا كه جهاد كنند بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ بمالها و نفسهاى خود يعنى عادت مؤمنان چنان نيست كه طلب اذن كنند از تو در جهاد كردن با كفار بلكه چون بينند كه تو در تهيه اسباب جهادى بآن مبادرت ميكنند و آن را موقوف باذن نميگردانند چه جاى آنكه اذن طلبند از تو در تخلف از آن و يا آنكه در ان يجاهدوا مضاف مقدر است اى كراهة ان يجاهدوا و معنى آنكه مؤمنان طلب اذن نمى كنند از تو بجهت كراهت جهاد كردن يا لا مقدر است يعنى دستورى نميطلبند كه جهاد نكنند وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خدا دانا است بِالْمُتَّقِينَ بپرهيزكاران از تخلف اين شهادت حق تعالى است براى ايشان بتقوى و وعده دادن ايشان بثواب عظمى ابن عباس فرموده منطوق آيه مشعر است بتغيير منافقان و مدح مؤمنان إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ جز اين نيست كه دستورى ميجويند از تو در تخلف الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ آنان كه ايمان ندارند بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ بخدا و روز قيامت تخصيص ايمان بخدا و روز آخرت در هر دو موضع اشعار است بآنكه باعث بر جهاد ايمانست باين هر دو و تقاعد از جهاد عدم ايمان بآن وَ ارْتابَتْ و در شك افتاده است قُلُوبُهُمْ دلهاى ايشان يعنى در حقيقت اسلام مترددند فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ پس ايشان در شك خود يَتَرَدَّدُونَ سرگردان ميگردند چه اگر مؤمنان مخلص ميبودند و اعتقاد صحيح ميداشتند بنشأه آخرت بدون شائبه و ريب بنصرت خدا واثق ميبودند و بثواب اخروى مستظهر و بوسيله آن بجهاد مبادرت ميكردند و طلب اذن نميكردند بعد از آن از احوال منافقان خبر ميدهد بقوله وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ و اگر خواستندى اين منافقان بيرون آمدن بغزا لَأَعَدُّوا هر آينه آماده ميكردند و مهيا ميساختند لَهُ براى خروج عُدَّةً ساز و برك كه در سفر بكار آيد يعنى استطاعت خروج داشتند وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ و ليكن كراهت داشت خدا و نپسنديد انْبِعاثَهُمْ