تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٥ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
مرض و رنج و هزيمة و غير آن إِنْ أَنَا نيستم من إِلَّا نَذِيرٌ مگر پيغمبر بيمكننده مر متكبران و معاندان را وَ بَشِيرٌ و مژده دهنده لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براى گروهى كه بگروند بمن و آنچه بايست و ميتواند بود كه انذار و بشارت هر دو براى اهل ايمان باشد زيرا ايشانند كه منتفع ميشوند بآن و بنا بر تفسير اول لقوم يؤمنون متعلق است ببشير و متعلق نذير محذوفست و در استثنا دلالت است بر فساد مذهب مجبره زيرا كه همه افعال اگر مخلوق خدا ميبود انذار و بشارت لغو مىبود چه نزد مجبره هيچكس مالك و قادر نيست بر فعلى و قوله وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ دلالت است بر آنكه قدرت قبل از فعل است زيرا كه اگر با فعل بودى ممكن نبودى او را استكثار از خير وقتى كه علم بغيب ميداشت بعد از آن بيان وحدانيت و قدرت خود ميفرمايد بقوله هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ او است آن خدايى كه بيافريد شما را مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ از يك تن كه آدم است وَ جَعَلَ و آفريد مِنْها از جسد وى يعنى از ضلعى از اضلاع او زَوْجَها جفت او را كه خواست و اين آفريدن جفت از براى او جهت آن بود كه لِيَسْكُنَ كه تا آرام گيرد آدم عليه السّلام إِلَيْها بسوى او و الفت پذيرد با وى كه (الجنس مع النجس يميل) فَلَمَّا تَغَشَّاها پس آن هنگام كه فرو پوشيد آدم حوا را يعنى با وى خلوت كرد حَمَلَتْ بار گرفت حوا حَمْلًا خَفِيفاً بارى سبك كه آن نطفه آدم بود كه در رحم او در آمد فَمَرَّتْ بِهِ پس مستمر بود بآن بار در برخاستن و نشستن و رفتن و استادن يعنى حمل آن بجهت خفت مانع او نشد از تصرف او در امرى از امور هم چنان كه قبل از حمل و بر اين وجه روزى چند بر آن آمد فَلَمَّا أَثْقَلَتْ پس آن هنگام كه گران بار گشت بجهت كبر ولد در بطن او و بحركت و جنبش در آمد و مشرف بر وضع شد دَعَوَا اللَّهَ بخواندند آدم و حوا خدا را رَبَّهُما كه پروردگار ايشان است و مضمون دعا اينكه بار خدايا لَئِنْ آتَيْتَنا اگر بدهى ما را فرزندى صالِحاً مستوى الخلقة كه بدن او باصلاح و صحت باشد و از فساد و عيب برى و يا فرزندى نرينه كه شايسته آن باشد كه بافعال عظيمه قيام نمايد و يا پرهيزكار بود نه تبهكردار لَنَكُونَنَ هر آينه باشيم مِنَ الشَّاكِرِينَ از سپاس داران مر تو را بدين نعمت مجدد قولى ضعيف آنست كه چون حوا حامله شد ابليس بصورتى بر او ظاهر گشت و گفت در شكم تو چيست گفت نميدانم ابليس باو گفت شايد سبعى يا بهيمة باشد باز پرسيد كه از كجا بيرون خواهد آمد حوا گفت كه مرا معلوم نيست گفت يا از دهن يا از گوش يا از بينى بيرون آيد يا شكم تو را