تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٥ - سوره يونس(١٠) آيات ٣٠ تا ٣٩
گردانيده ميشود از راه راست و نيز بجهة وضوح حجت و كثرت آن قُلْ بگو ايشان را كه هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ آيا هست از بتان شما كه شريك نام نهادهايد مَنْ يَهْدِي كسى كه راه نمايد بارسال رسل و انزال كتب و توفيق نظر در دلايل قدرت يعنى نصب حجج و براهين كند تا راه نمايد إِلَى الْحَقِ بسوى حق تعديه هدايت بالى بجهت تضمين معنى انتها است و اين معاندان ميدانند كه اين صفت از الهه ايشان مسلوب است و اگر لجاج و عناد دامنگير ايشان شد نگذارد كه باين معترف شوند قُلْ بگو تو كه اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِ خداى بحق راه مينمايد بالطافى كه با بندگان كند از تمكين ايشان در نظر كردن در ادله هاديه و توفيق ايشان در تدبر در حجج حقه و چون نعمت دارين و هدايت از جانب او سبحانه است أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِ آيا پس از آنكه راه مينمايد بحق باسباب توفيق و الطاف أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ سزاوارتر است كه متابعت كرده شود أَمَّنْ لا يَهِدِّي يا آن كس كه او بخود راه نيابد و بنفس خود مهتدى نشود إِلَّا أَنْ يُهْدى مگر آنكه راهنمايند او را و اين حال اشراف شركا است چون ملائكه و مسيح و عزير پس جمادات بطريق اولى كه شايسته الوهيت نباشند در تفسير زاهد مذكور است كه بتپرستان بتان را بر چهارپايان مىبستند و از جاى بجاى نقل ميكردند پس حقتعالى فرمود كه آيا برابر بود آن كه ترا راه نمايد يا كسى كه تو او راه نمايى فَما لَكُمْ پس چيست و چه بوده شما را كَيْفَ تَحْكُمُونَ چگونه حكم ميكنيد در سوية ميان كسى كه شما بوى محتاجيد يا كسى كه او به شما محتاج است و يكسان ميشماريد قادر و عاجز را و در بعضى تفاسير واقع شده كه اگر مراد بشركا ملائكه و مسيح و عزيز باشند يا ائمه ضلال چون رؤساى كفر و شياطين پس كلام بر ظاهر خود صحيح خواهد بود و اگر مراد اصنام باشد پس معنى آن خواهد بود كه چون مشركان ايشان را در حكم معبود بحق تصور كرده بودند و در عبادت توجه بآنها نموده پس حقتعالى ايشان را داخل احبا و عقلا گردانيده اسناد اهتدا بايشان كرد كقوله إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ و در آيه دليل است بر عدم جواز تقديم مفضول بر فاضل در امامت و خلافت و رياسة عامة دينيه و دنيويه بعد از آن فرمود وَ ما يَتَّبِعُ و پيروى نميكنند أَكْثَرُهُمْ بيشتر كفار إِلَّا ظَنًّا مگر گمانى را كه مستند است بخيالات موهومه واهيه فاسده چون قياس غايب بر شاهد و خالق بر مخلوق بادنى مشاركه موهومه و مراد باكثر جميع است يا كسانى كه بناى مذهب خود را بر تميز و نظر نهاده