تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٩ - سوره هود(١١) آيات ٢٠ تا ٢٩
الْفَرِيقَيْنِ صفة دو گروه كه مؤمن و كافرند كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِ مانند كور و كرند وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ و مانند بينا و شنواى ميتواند بود كه مراد تشبيه كافر باشد به اعمى جهة تعامى او از آيات خدا و باصم جهة تصامم او از استماع كلام خدا و تانى او از تدبر در معانى آن و تشبيه مؤمن بسميع و بصير جهة آنست كه امر او بضد كافر است پس هر يك از كافران و مؤمن مباين ديگر باشد باعتبار وصفين متضادين و يا تشبيه كافر است بجامع بين العمى و الصمم و مؤمن بجامع بين السميع و البصير و ذكر عاطف جهة عطف صفة است بر صفة كقوله الصالح فالغانم فالايب و اين از باب لف و طباق است بعد از آن بر وجه انكار ميفرمايد كه هَلْ يَسْتَوِيانِ آيا برابرند اين دو فريق مَثَلًا در صفة و شبه يعنى برابر نيستند أَ فَلا تَذَكَّرُونَ آيا پند نميگيرند بدين مثلها و تامل نميكنند در آن استفهام براى تفريع و توبيخ است و در بحر الحقايق آورده كه اعمى آنست كه حق را باطل و باطل را حق بيند و اصم آنكه باطل را حق و حقرا باطل شنود و بدان عمل كند و بصير كسيست كه ديده بصيرتش بكحل بى يبصر جلا يافته باشد و سميع كسى كه گوش همتش بگوشواره بى يسمع آراسته بود هر كه بخدا بيند جز از خدا نهبيند هر كه بخدا شنود جز از خدا نشنود و بدانكه چون حقتعالى ذكر وعد و وعيد كرد و ترغيب و ترهيب در عقيب آن بيان اخبار انبيا نمود جهة تاكيد آن و تخويف خلقان و تسليه پيغمبر آخر الزمان و ابتدا بقصه نوح كرد كه شيخ الانبيا است و ايذا و آزار او از پيغمبران ديگر بيشتر بوده و عذاب امة او فضيحتر و فرمود كه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا بدرستى كه ما فرستاديم نُوحاً إِلى قَوْمِهِ نوح را بسوى قوم او پس گفت مر ايشان را إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من شما را نَذِيرٌ مُبِينٌ بيمكنندهام هويدا يا روشن كننده موجبات عذاب و وجه اخلاص آن أَنْ لا تَعْبُدُوا بدل انى لكم است يا مفعول مبين يعنى بيان كنندهام آن گه نپرستيد إِلَّا اللَّهَ مگر خداى را و ميتواند بود كه ان مفسره باشد متعلق بارسلنا يا بنذير يعنى رسالت يا نذارت او به اين وجه بود كه ميپرستيد مگر خداى را كه اگر پرستش او ننمائيد إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ بدرستى كه ميترسم بر شما عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ عذاب روزى را كه مونست عذاب در وصف يوم باليم از قبيل اسناد مجازيست براى وقوع الم درد و اين لطف است در استدعا كه ادعى باجابت است غالبا فَقالَ الْمَلَأُ پس گفتند اشراف و رؤسا الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه كافر بودند مِنْ قَوْمِهِ از قوم نوح ما نَراكَ نميبينيم تو را إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا مگر آدمى مانند ما يعنى مزيتى