تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٦ - سوره التوبة(٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
و فتح مكه مرويست از صادقين عليهما السلام كه مواطن حرب حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله هشتاد موطن بوده و در اخبار آمده كه متوكل را مرضى طارى شد نذر كرد كه مال كثير را تصدق كند چون شفا يافت علما را از حد مال كثير پرسيد مختلف الاقوال شدند و هر يك چيزى ميگفتند پس امر كرد كه اين مسئله را از ابى الحسن على بن محمد موسى بن جعفر عليه السلام سؤال كنند و آن حضرت محبوس بود در خانه متوكل و بعد از عرض اين مسئله فرمود كه هشتاد درهم تصدق كن از علت اين پرسيدند فرمود لقوله تعالى لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ و مواطن حرب حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله هشتاد بوده وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ و در موطن روز حنين و آن وادهايست ميان مكه و طايف كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله در آن موضع با لشگر هوازن و ثقيف محاربه فرمود و آن چنان بود كه بعد از فتح مكه در آخر ماه رمضان يا در سال هشتم از هجرت اين دو قبيله متفق شده قصد مسلمانان كردند و خبر بحضرت رسالت رسيده با دوازده هزار يا شانزده هزار مرد متوجه ايشان شد و دو هزار از جمله طلقا بودند و مشركان چهار هزار مرد بودند ابو بكر چون قلت لشگر كفار و كثرت لشگر اسلام را بديد گفت لن نغلب اليوم من قلة ما امروز از قلة لشگر مخالف و كثرت سپاه خود مغلوب نخواهيم شد و اين سخن بحضرت رسيده نپسنديد و بسبب اين عجب و چشم زخم او در اول حال شكست بر لشگر اسلام آمد پس حقتعالى اين قضيه را بياد مؤمنان مىدهد كه شما را يارى داد روز حنين إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ چون بشگفت آورد شما را كَثْرَتُكُمْ بسيارى لشگر شما را فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ پس رفع نكرد از شما آن كثرت شما شَيْئاً چيزى را از صولت دشمن وَ ضاقَتْ و تنگ شد عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بر شما زمين آن وادى بِما رَحُبَتْ با فراخى و گشادگى كه داشت يعنى در آن زمين فراخ مسيرى و مرجعى نداشتيد كه بآن ملتجى شده نفوس شما از شدت رعب مطمئن شود ثُمَّ وَلَّيْتُمْ پس پشت بر دشمن كرديد و برگشتيد از حرب مُدْبِرِينَ در حالتى كه هزيمت كنندگان بوديد ادبار ذهابيست بر خلاف اقبال آوردهاند كه در اول حال كه هر دو لشگر بهم آميختند مسلمانان بر مشركان غلبه كردند و ايشان را هزيمت نموده پراكنده ساختند و همه بغنيمت گرفتن مشغول شدند مشركان را عرق حميت جاهليت بحركت آمد يكديگر را آواز دادند كه يا حماة السوء كجا ميگريزيد زنان و فرزندان خود را در دست ايشان رها كردهايد پس متفق شده باز گشتند و يك بار خود را بر مسلمانان زدند و مسلمانان بجهت مشغولى به غنيمت از اين غافل بودند پس مضطرب شده شكست عظيم بر ايشان افتاد و همه منهزم شدند و از قتاده منقولست كه سبب هزيمت از طلقا بود القصه لشگر